امکانِ مادری

سلام عزیزِجانم. احتمالِ نیامدنِ تو به این دنیا فقط از جانب دنیا نیست، از جانب من هم هست! اگر یقین پیدا نکنم که میتوانم برای‌ت بهترین مادر باشم تو اینجا نمیایی. البته که اینجا خبر خاصی هم نیست! اما در مجموع جای جالبی‌ست. یکسری پستی و بلندی که یحتمل ان‌طرف نداری اینجا زیاد است، اما ممکن است ارزشش را داشته باشد.
ولی امروز دلم میخواست خودم هم در این دنیا نباشم چه برسد به تو! اصلا حال و حوصله‌ی بیسکوییت‌های ترک خورده و ظرف‌های اردی و همزن و لیسکِ نشسته را نداشتم. حال خودم را هم نداشتم، چه برسد به تو! ولی چند روز پیش یک بسته برچسب برای‌ت خریدم! پایین هر نامه‌ای که برای‌ت مینویسم یکی را میچسبانم. دو هفته پیش هم از زینب کتابِ دوختِ بچگانه گرفتم و الگوی یک شلوار پیشبندی را برای‌ت کشیدم که با شکست مواجه شد، مثل همیشه که در الگو کشیدن شکست میخورم. فکر کنم باید بدهم کسی برایم الگویش را بکشد بعد من برای‌ت بدوزمش. همیشه عاشق شلوار پیشبندی بودم، ایکاش ببینم وقتی شلوار پیشبندی میپوشی چه شکلی میشوی، فکر میکنم به تمام پسربچه‌ها میاید. انموقع یکی هم برای خودم میدوزم یا میخرم.
من درباره تو هیچ تصوری ندارم، اما در رابطه با خودم در کنارِ تو و امکانِ مادر بودنم تصورات زیادی دارم، اینکه من حتما حاضر و مهربان و واقعی باشم، در کنارش از این میترسم که کامل نباشم، چطور میشود مادری کامل بود؟ حضور من را برای تو کامل میکند؟ مهربانی و واقعی بودنم چطور؟ چه‌چیز من را برای‌ت کامل میکند؟ از اینکه کامل نباشم هم میترسم. تو مادری که کامل نباشد را دوست داری؟ اگر بجای مادر "زخم" باشم چه؟ نه عزیزدلم. هرگز همچین مادری را برای تو نمیخواهم! من برای تو زخم نمیشوم. حتی اگر کامل نباشم هم زخم نمیشوم. قول میدهم.

۱۶ بهمن ۱۴۰۴

ـ ۱۴۷