نوشتن رو چون آرامگاهی میبینم و روح خسته در این مکان آرام میگیرد، نوشته هایم گاهی موزون و گاهی تراوش های ذهنی هستند...
بسمل میکنم این عشق را

همزمان با خوندن به این موسیقی بیکلام از محسن اونیکزی گوش کنید:)
https://songsara.net/158528/
من آن ابرم که میخواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمیداند کجا سر میگذارد
به اعماق دلم رنگ رخی نیست
به رو افتاده و دست کسی نیست
تپش هایی سراسر غرق ماتم
تپش هایی که در بند کسی نیست
تراوش های فانی در جهانم
و سنگین گشته اینک خنده هایت
قرار است تا جهانی دیگر از عشقت بگویم؟
حلالم کن که این تک واژه را من سر بریدم
مطلبی دیگر از این انتشارات
باز هم سلام!
مطلبی دیگر از این انتشارات
نامهای به سوی مبل بنفش
مطلبی دیگر از این انتشارات
توهم☕💙