[زنی كه رام نشد، تا ابد تمام نشد] 35.699738,51.338060
تو مقصری.
حالا همه ی اتفاقای بد دنیا تقصیر توعه
اینکه هوا گرمه و من زود به زود خون دماغ میشم
اینکه کتاب خوندن مثل قبل برام لذتبخش نیست
اینکه وسط کمدی ترین فیلم دنیا بغض میکنم
اینکه راننده ی اسنپ زیاد صحبت میکنه
اینکه صدای دریل خونه ی همسابه رو مغزمه
و اینکه فیبی والر انقدر ازم دوره که شاید هرگز نتونم بغلش کنم .

حالا توی همه ی اتفاقای بد دنیا فقط و فقط تو مقصری
مقصر اینکه لبای من همیشه خونیه
مقصر اینکه جوجه اردک بچگیام افتاد و مرد
مقصر اینکه من از هیچ سازی نمیتونم هیچ صدایی دربیارم
مقصر بوی عودی که دوست ندارم
مقصر کتابی که برام جالب نیست و خودمو مجبور میکنم تا اخر بخونم
مقصر حالت تهوع های استرسی من وقتی گوشیم زنگ میخوره
مقصر استعدادی کهتوی نقاشی ندارم
مقصر تولدی که قرار نیست توش برقصم
و مقصر اون زن زیبایی که هنوز بهش فکر میکنم و هیچوقت برای همکلام شدن باهاش قدم برنداشتم
حالا و اینجایی که من وایستادم
تو مقصر خشک شدن گل رز روی میزمی
تو مقصر تموم شدن همزمان ریمل و رژگونمی
تو مقصر ریختن قهوه روی کتاب موردعلاقمی
تو مقصر فراموش شدن اسم نمایشنامه ی مورد علاقمی
تو مقصر افتادن پالت سایه و پودر شدنشی
تو مقصر خوردن انگشت پام به گوشه ی مبلی
تو مقصر دعوای من با پیرمرد توی خیابونی
تو مقصر لنگ زدن و ناله کردن گربه ی تو کوچه ای
تو مقصر گم شدن کتاب شعرای فروغی
تو مقصر گرایشای جنسی عجیب توی وجودمی
تو مقصر رنج مشترک من و قبیله ی کوچیکمی
تو مقصر پادکست کسل کننده ی پلی شده توی گوشمی
تو مقصر همه ی رفتارای بیمار گونه ی منی
حالا و اینجایی که من وایستادم
تو این ساعت و دقیق و ثانیه
تو بدترین و مقصر ترین آدم دنیایی
تو باعث خشم تموم نشدنی منی
تو خالق هزاران زخمی و خالق قهاری هم هستی
تو کی یا چی هستی؟
نمیدونم
بذار نشناسمت ولی مطمئن باشم تو مقصری.

مطمئن باشم تو مقصر ترین آدم دنیایی.
مطلبی دیگر از این انتشارات
یلدای عشق...
مطلبی دیگر از این انتشارات
یک نقطه سیاه
مطلبی دیگر از این انتشارات
نصفِ لقمهی من برای تو