شاید اشتباه میکنی

شاید هیچ وقت نیای. شاید هیچ وقت دوباره نبوسمت. شاید ‌اون بار واقعا بار آخر بود و این اولین باره که اعتراف میکنم. اعتراف میکنم شاید هیچ وقت نیای.

چشمم به در هست و بود هنوز.

چشمم به راهه.

چشمم اشکیه ولی به راهه.

شاید هیچ وقت نیای.

مگه یه بار نیومدی؟ مگه یه بار پناهت نشدم؟

شاید واسه همین رفتی. به میزان پناهم و اعتمادت زخم خوردی.

راستش رو بگم…؟ هیچ وقت خیلی بهت اعتماد نداشتم. به زیبایی لحظات‌مون چرا. به زیبایی با هم بودن‌مون چرا. به زیبایی ترکیبیمون با هم چرا.

تازه نفس بودی. مشتاق بودی و عشق اولت بود. عزیز من… عشق‌های اول خیلی قشنگن. خیلی هم سختن‌. شاید اگه تو هم عشق اول من بودی خیلی متفاوت می‌شد. شاید اگه منم اندازه ی تو احساساتی بودم می‌شد.

ما یه اندازه پخته نبودیم. تو خام بودی و من پخته. الان تو هم پخته شدی. خواهش میکنم…!

حقیقت اینه که… چیزی که زیاده: مرد! چیزی که زیاده:زن!

ما خیلی بیشتر از اونی که فکر می‌کنیم گزینه داریم. هم من، هم تو که ستاره ی دنباله دار زندگی من شدی. آره سهیل تو عشق اول من نبودی. تو شاید مرد زندگی من نبودی اما ستاره ی دنباله دار زندگی من چرا.

تو ستاره ی دنباله دار بودی و من خورشید زندگی تو. من آتیش گرمابخش و محرک تو… اون روز که رفتم، نرفتم که برم. رفتم که بیای.

تو اما از اولش زیادی مطمئن بودی که من نمی‌مونم. نمیدونم منو زیاد میشناختی یا خودتو اما… حق با تو بود. من واقعا نموندم!

شاید واقعا هیچ وقت نیای. منم بر نمیگردم.