دو روز مانده به بهار بود...
مهاجرت

تنها
به یک سرزمین مهاجرت
خواهم کرد
آن هم
آغوش توست
بازوانت ،مرزهای
اَمن آن،
چَشمانت
آسمان آن
و صدای قلبت
نوای موسیقی آن
همانجا که
مانند سرزمین مادری
دوستش دارم
و بر خاکش بوسه
میزنم.
دهم آبان
ساعت ۲:۲۵
دو روز مانده به بهار بود...

تنها
به یک سرزمین مهاجرت
خواهم کرد
آن هم
آغوش توست
بازوانت ،مرزهای
اَمن آن،
چَشمانت
آسمان آن
و صدای قلبت
نوای موسیقی آن
همانجا که
مانند سرزمین مادری
دوستش دارم
و بر خاکش بوسه
میزنم.
دهم آبان
ساعت ۲:۲۵
مطلبی دیگر از این انتشارات
داستان عامه پسند|مونولوگی احمقانه!
مطلبی دیگر از این انتشارات
خزانِ دلم 🌱
مطلبی دیگر از این انتشارات
نامه ای به تو دختر بهمن _نامه (۱)