دو روز مانده به بهار بود...
مهاجرت

تنها
به یک سرزمین مهاجرت
خواهم کرد
آن هم
آغوش توست
بازوانت ،مرزهای
اَمن آن،
چَشمانت
آسمان آن
و صدای قلبت
نوای موسیقی آن
همانجا که
مانند سرزمین مادری
دوستش دارم
و بر خاکش بوسه
میزنم.
دهم آبان
ساعت ۲:۲۵
دو روز مانده به بهار بود...

تنها
به یک سرزمین مهاجرت
خواهم کرد
آن هم
آغوش توست
بازوانت ،مرزهای
اَمن آن،
چَشمانت
آسمان آن
و صدای قلبت
نوای موسیقی آن
همانجا که
مانند سرزمین مادری
دوستش دارم
و بر خاکش بوسه
میزنم.
دهم آبان
ساعت ۲:۲۵
مطلبی دیگر از این انتشارات
خون است، بیا ببین که چون میریزد...
مطلبی دیگر از این انتشارات
نامه ای برایِ آنها ...
مطلبی دیگر از این انتشارات
یه شب تا صبح دربست