من همون آغوشی ام که همیشه برای گریه هات بازه
نامه برای تو که میدانی!

همیشه شروع کردن برای من سخته، اما همین که زبون باز میکنم دیگه توقفم دست خودم نیست. مخصوصا صحبت کردن با تو که خودت از همه چیز خبر داری، خیلی سخت تر میشه. شاید باید به یک لحظهی خاص اشاره کنم تا کارم راحت تر بشه. مثلا اون روز! روزی که برای اولین بار با صدای بلند گریه کردم. دیگه صدای خفهی هق هقام که با فشردن بالشت به صورتم حتی خفهتر هم میشد، در کار نبود. دیگه کنج اتاق نبودم و دیگه چراغ خاموش نبود. این بار موسیقی آرامش بخش باد که مابین درختهای نخل و انار میپیچید، آرامش پرتوهای گرم خورشید من رو در آغوش گرفته بود. اون روز واقعا آروم شدم، اون روز بود که فهمیدم. فهمیدم که من اشتباه نمیکردم، فهمیدم مشکل از من نبوده، من اون روز فهمیدم که تو چقدر دستم رو گرفتی و کمکم کردی اما این من بودم که متوجهاش نبودم.

خودت شاهد همهاش بودی. شاهد تمام لحظاتم، پس چیزی برای گفتن باقی نمیمونه. اما باز من در هر حال با تمام پوست و گوشت و استخوان خواهان یادآوری تمام اون لحظاتی که فقط ما ازش خبر داریم هستم. حتی با وجود دردناک بودن و غمانگیز بودنشون. زخمها خوب شدن، حتی از بیشترشون اثری باقی نمونده. من اما میدونم که از هرکدوم چه چیزهایی یاد گرفتم، تو هم میدونی.
همیشه برام ثابت شده بودی، اما بازم کاری کردی که بیشتر بهت باور داشته باشم. منو ببخش که تو اوج سختی ها و غمم از تو مرگ میخواستم در صورتی که میتونستم فقط راه نجات بخوام؛ از نادونی خودم بود. ازت کمک نخواستم اما با این حال به بهترین روش کمکم کردی و من رو در آغوش گرفتی.
حالا که به گذشته نگاه میکنم و بر میگردم و الانم رو میبینم میخوام که از صمیم قلب برای هر قطره اشک و هر لبخند کوچکی ازت تشکر کنم. میخوام واسه دلایل اون لبخندای کوچک ازت تشکر کنم. همیشه متفاوت بودم و این برام دردناک بود حتی نمیتونم مثل بقیه ازت تشکر کنم. با اینکه هر دسته از آدما روش متفاوتی دارن، بازم من توی هیچ کدوم از این دسته ها نمیتونم باشم. خودت بهتر از همه میدونی که احساس تعلق ضعیفی به هر مسئلهای دارم. تو منو بهتر از همه میشناسی، حتی بهتر از مادری که من رو تربیت کرده. اونقدر من رو خوب میشناسی که میدونی چه زمانی دست از لجبازیهام برمیدارم. و من ازت ممنونم که همینجور که هستم قبولم میکنی، چون تو خیلی مهربونتر از حد تصور ما هستی.
باعشق و پرستش، کیمیا.
مطلبی دیگر از این انتشارات
خواهر
مطلبی دیگر از این انتشارات
بنفش من
مطلبی دیگر از این انتشارات
نامه ای به قصد خداحافظی.