ورود
ثبت نام
پستها
لیستها
انتشارات
در حال دریافت اطلاعات...
Queen Viana
·
۱۱ روز پیش
عروسک؛
عربده میکشیدم: اون مُرده! اون مُرده!
Queen Viana
در
نامـهای به تو که نمیخوانی
·
۲۱ روز پیش
من در خیالِ تو؛
شاید گلبرگِ قاصدکی از مبدأ نامعلوم.
Queen Viana
·
۱ ماه پیش
عطر کوفتههای مادربزرگ
دلیل خاصی داره که تمام سفارشهای من رو شما میآرید؟
Queen Viana
·
۱ ماه پیش
اعترافنامهی سوگ.
به گمانم قلب من وارونه است، نه؟
Queen Viana
·
۱ ماه پیش
زخمهای بیقصه
و من در انتهای رگهایم لخته میشوم.
Queen Viana
·
۲ ماه پیش
روزهی بیافطارِ سکوت
در جستجوی چهرهای برای پشتِ نقاب...
Queen Viana
·
۲ ماه پیش
سروِ سربریدهی آزاد.
Mirror, mirror on the wall, who's the greatest of them all?
Queen Viana
·
۲ ماه پیش
میخوانمت، از دور.
این گناه بر گردنِ ایمانِ من است.
Queen Viana
·
۲ ماه پیش
از خود کجا گریزم؟
حالا که نمیتوان فریاد زد، باید نوشت.
Queen Viana
·
۴ ماه پیش
«مالیخولیای عزیز، سلام.»
دیوانه، برای دیوانگی نوشت.