نامه های شماره دار نوشته ی زری هستن و بی شماره ها نوشته ی علی
نامه صد و بیست و نه ( در جهانی سست عاشقت شدم)
عزیز دلم سلام
امیدوارم که حالت خوب باشد و در سلامت کامل باشی. با یه جمله ی کلیشه ای شروع کردم که این روزها هر لحظه توی مغزم تکرار میشه. امیدوارم الان که این نامه رو مینویسم حالت خوب باشه و در سلامت کامل باشی.
علی عزیزم این نامه رو از محل کار جدیدم برات مینویسم. همه چی روبه راهه. ظاهرا زندگی عادی در جریانه.
اما آشوب تو ذهن من ۱۸۰ درجه با ظاهر اینجا تفاوت داره. اوایل آشناییمون کرونا عشق لانگ دیستنسیمونو لانگ تر کرد و رنج دوری رو چند برابر. تو این مدت اتفاقات زیادی افتاد که ناجوانمردانه تلاش کرد دورترمون کنه از هم. اما اونا نمیدونستن که اونقدر برام ارزشمندی که دلم میخواد حتی به خاطرت رنج بکشم.

علی مهربونم!
تو بچه ی جنوبی ، بچه جنگی. تو موشک بارون شهرت بزرگ شدی و قد کشیدی و ریشه کردی تو اون خاک. الان سر و صدای ترقه های دشمن تو تهران برات تازگی نداره و عجیب نیست.
ولی من هر فیلمی از انفجار که میاد تو مدیا هر عکسی که از ساختمونهای تخریب شده، از بچه های زیر آوار مونده، از خونهای ریخته شده میبینم دلم میلرزه. من بچه ی شمالم علی جونم. بچه ی آرامش دریا و سرسبزی جنگل و سکوت کوهستان. انفجار و غبار و گرد خاکستری که نشسته رو همه چی و فریاد آدمهایی که دنبال یه نشونی از عزیزانشون زیر آوارن ، برام غریبه. دلم میلرزه و بیشتر از قبل نگرانت میشم. حتی اگه به پدافند هم اعتماد کنم ، هموطن خائن و چه کنم که با موشک های کوتاه برد و ریز پرواز، بی هدف و کور افتادن به جون هموطناشون؟
برای همینه که هر جوریه یه راه ارتباطی پیدا میکنم و میخوام که بیخبرم نذاری.
یار دورم !
همینگوی داستان کوتاهی از جنگ های داخلی اسپانیا داره که قصه پیرمردی رو می گه که بعد از کلی پیادهروی یه جا می شینه و دیگه فرار نمی کنه. می شینه تا دشمن برسه. مطمئن نیستم ولی من که اینطور یادم مونده. اینها اصلا مهم نیست.
خواستم بگم من هم نشستم.
حالا که تو این جهان سست عاشقت شدم بیا ما هم بشینیم و با هم شراب بخوریم و مست برقصیم.
الان که ناممو تمام کردم امیدوارم حالت خوب باشه و در سلامت کامل باشی.
عاشق روی ماهت ، زری
بوس
مطلبی دیگر از این انتشارات
مرداب غمباد
مطلبی دیگر از این انتشارات
شاید هیچوقت نرسی شاید هم نه...
مطلبی دیگر از این انتشارات
وقتی که از غم، حرف میزنم