من مهسا هستم ،پرستارم ،عاشق کتاب خواندن و گاهی نوشتن
دوست دارم های نشدنی.

دوست دارم کنارت باشم امّا،نمی شود.
دوست دارم از نزدیک در افق چشم هایت خیره شوم ،امّا،نمی شود.
دوست دارم با برف های نشسته بر مو هایت ذره ای از حرارت قلبم را بکاهم، امّا، نمی شود.
دوست دارم گرمای دستانت را بار دیگر بر روی گونه هایم احساس کنم ،امّا، نمی شود.
دوست دارم داستانمان رابار دیگر ازسر بشنوم ،امّا، نمی شود.
دوست دارم صدای نفس هایت آخرین آهنگی باشد که میشنوم ،امّا، نمی شود .
دوست دارم ،دوست دارم ، دوست دارم ....
و نمی شود و نمی شود و نمی شود...
آه از این نشدن ها....
مهسا فروردین۵ ۱۴۰
مطلبی دیگر از این انتشارات
از حیاط تا پشت بوم
مطلبی دیگر از این انتشارات
رئیس جمهور محبوب ۱۴۰۵
مطلبی دیگر از این انتشارات
روزی تو را خواهم کُشت!