روایت یک رویش🌱

روایت یک رویش؛ یکی از کتاب هایی است که این روز ها خواندم، روایتی بود از زندگی دانشمندی بزرگ و مجاهد و البته گمنام
روایتی از رویشی تاریخ ساز در یکی از مهم ترین عرصه های علوم زیستی ..
در دهه شصت که‌ کمتر کشوری در خاورمیانه به دنبال فناوری سلول های بنیادی و درمان ناباروری بود و زوج های جوان برای درمان باید با هزینه هنگفت به خارج از کشور سفر می کردند..
دکتر سعید کاظمی آشتیانی با همت و تلاش مثال زدنی متخصصین را جذب کرد و عده ای از آنها را برای تحصیل به خارج از کشور فرستاد و با بنیان گذاری موسسه رویان مشکل درمان ناباروری را به طور بومی حل کرد

کاظمی در زمان حیاتش تولدِ هزارمین نوزاد را که به لطف موسسه رویان زاده شده بود، جشن گرفت
افسوس که امروز خودش نیست تا ببیند نه فقط در موسسه رویان و تهران که در اکثر استان های کشور زوج های نابارور به راحتی درمان می شوند ..
کاظمی بلندهمت بود و به کم قانع نمیشد او فقط با درمانِ ناباروری متوقف نشد بلکه فناوری سلول های بنیادی را درست زمانی که تازه داشت در جهان مطرح میشد دنبال کرد تا ایران در این عرصهء مهم صاحب عنوان شود که از درمان بیماری های صعب العلاج تا پیوند عضو و .. گره گشایی کند .
اما فراتر از همه اینها کاظمی فقط ناباروری را درمان نکرد بلکه (ناباوری) را درمان کرد !حتی وقتی اعلام شد که ایران به فناوری سلول های بنیادی دست پیدا کرده بسیاری از همکاران دکتر کاظمی و اساتید دانشگاه نتوانستند باور کنند
او با کمترین امکانات کاری به ظاهر غیرممکن را انجام داد تا بگوید مشکل ما دقیقا همین( ناباوری ) است .
کاظمی همه این کارها را فقط در مدت زمان بیست سال انجام داد !

چه بسیار کاظمی های گمنامی که در عرصه های مختلف مشغول مجاهدت اند و ما از آنها بی خبریم
و چقدر به امثال او در عرصه هایی که ضعف داریم و پایمان می لنگد نیاز داریم ..
کاظمی آرزو داشت ایران به جایگاهی برسد که بجای نفت علم و فناوری صادر کند
اگر ناباوری هایمان را کنار بگذاریم دیر نیست روزی که آرزوی او محقق شود ..
شاید بشود موسسه رویان را اینگونه تفسیر کرد ؛ باورِ بارورسازیِ باورهایمان !