غریب آل محمد

علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی.

باید نامتان را اینگونه به جا آورد چرا که شمت جملگی یک روح بودید، یک خدا داشتید و یک هدف، اقامه دین خداوند و دوستش ابراهیم جد بزرگتان.

شما را پیامبر پاره تن خود و امام صادق عالم آل محمد و پدرتان سومین علی آل محمد که فهم و محبت علی اول و صبر و محنت علی دوم میراث اوست نامید.

وارث پدرتان بودید در سه چیز:

امامت

انگشتر حسبی الله که همیشه در دست داشتید و دیگری تنهایی و غربت، پدر در زندان‌های نمناک هارون و شما در کاخ‌های پرزرق و برق مامون.

در امامت شما شک کرده بودند، امام بی فرزند نمی‌شد که خداوند محمد را به شما داد، تک‌فرزند و جگر گوشه‌تان، هفت سال، فقط هفت سالش بود زمان آخرین خداحافظی‌تان.

دوران شما هم‌عصر مأمون بود و او می‌خواست قدرت خویش را با قداست شما تطهیر و تثبیت کند و مردم بگویند که این شما نبودید که دنیا را رها کردید بلکه دنیا بوده است که شما را رها کرده و شما عالم‌تر و آزاده‌تر از آن بودید که در دام مأمون گرفتار شوید، شما گفتید اگر خلافت برای خداست تو چیزی نداری که بخواهی ببخشی و اگر برای توست پس من حقی ندارم آن را از تو بستانم.

در مسیر رفتنتان به خراسان حدیث مشهور سلسلة الذهب را گفتید که شرط بهشتی شدن شیعه و محب آل محمد بودن است.

جوادتان در جواب اینکه مرا تنها شما را رضا می‌نامند نه دیگر امامان پیش از شما گفت نه فقط دوست که دشمنان نیز از شما راضی بودند و همین حسد مأمون را برانگیخت که شما را شهید کند، شهید دور از یار دیار، امام شهید غریب آل محمد.

این متن بعد از خواندن این کتاب نوشته شده، صد داستان کوتاه و پیوسته از زندگانی امام رضا(ع)
این متن بعد از خواندن این کتاب نوشته شده، صد داستان کوتاه و پیوسته از زندگانی امام رضا(ع)