میخونم، مینویسم و مادری میکنم❤️
قصه ننه علی

رفتم سمت پریز برق تا گوشیام را بردارم که ننهعلی صدایمزد. بیخیال گوشی شدم و به سمت قفسهی کتابها راهم را کج کردم.
مدتها بود که منتظر بودم تا خود کتاب صدایم بزند.
عقیده دارم تا نخواهند نمیتوانی سر از زندگیشان دربیاوری و لابهلای خاطراتشان نفس بکشی.
کتاب را که باز کردم و مقدمه را خواندم، فهمیدم با یک زندگی جدید و شگفتانگیز روبهرو هستم.
زندگینامهای که از زبان مادر شهیدان امیر و علی شاهآبادی روایت شده است. سرنوشت مادری که برای عاقیت بخیری فرزندانش مارا مبهوت و حیرتزده خود میکند.
من که میخکوب کتاب شدم و ۲ ساعته به اتمام رساندمش.
پیشنهاد میکنم حتما مطالعه بفرمایید.
کتاب قصهی ننه علی
نویسنده: مرتضی اسدی
انتشارات: حماسه یاران
مطلبی دیگر از این انتشارات
وقتی دانسته دست به ظلم میزنند
مطلبی دیگر از این انتشارات
ترستواضعامید
مطلبی دیگر از این انتشارات
چرا باید مردان از زنان خواستگاری کنن؟! 🤨