آن روحِ زخمی

برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگ؛

صبح بعد از جنگ رسیده، پس حق دارم داغِ دل فاش کنم ..

من صاحب عزا هستم
پدر از دست داده ام
وقتی سیدابراهیم شهید شد
تو گفتی ؛
دلم سوخت
دلم برای رئیسی سوخت ..
حالا دل ما سوخته
دل ما شقه شقه شده
دل ما در آتش می سوزد
اما دیگر تو نیستی تا به ما دلگرمی بدهی

چه حکمتی دارد
ماه رمضان و شهادت علی گونه
شهید با لب تشنه
حالا من همان کودک یتیم کوفی هستم
کاسه شیرم افتاده و شکسته ..
علی کجاست ؟!
علی کجاست ؟!
علی راحت شد
علی راحت شد کودکِ بی نوا ..
علی از دست جماعتِ بی وفای کوفی راحت شد
علی از دست تمام زخم زبان ها ، تهمت ها ، کنایه ها و توهین ها راحت شد ..

باختند ، مردمانی که تو را
نشناختند !
آه . . . از دنیای بعد از علی
علی الدنیا بعدک العفا

نمی دانم چه بر سر پیکرت آورده اند
اصلا چیزی از تو مانده ؟!
گویا بنی امیه آمده اند
سرها را بریده اند
بدن ها را پاره پاره کرده
و بر روی بدن های صدچاک اسب دوانده اند ..

شهیده زهرا گلپایگانی، نوه چهارده ماهه رهبرِ شهید 🖤
شهیده زهرا گلپایگانی، نوه چهارده ماهه رهبرِ شهید 🖤

رسم سنگ آن است و این آیین آن آیینه ها !
والله والله ؛
هرگز چون منی با چون یزید بیعت نخواهد کرد .

آرام باش
دیگر استراحت کن
تن زخمی و جانبازت بالاخره آرام گرفت
نگران هیچ چیز نباش
آن دست های جانباز
آن پاهایی که سالها در راه خدا دویدند
چشم هایی که شب ها از خوف خدا گریستند
و روزها مایهء وحشت دشمنان بودند
آن پیکر پاک
حالا دیگر همگی آرام گرفته اند
قطره قطره خونت را توتیای چشمانم می کنم
تا بیشتر از پیش حق و حقیقت را ببینند

درود بر تک تک زخم هایت ؛
جایی خواندم که
در اولین ملاقات ملائک
با برخی انسان‌ها،
فرشته‌ها بر‌میخورند به
روح‌هایی که هیچ زخمی
ندارند..
فرشته ها ازایشان میپرسند ؛
یعنی هیچ چیزی نبود که
بخاطرش بجنگید؟!..
دیدن مرده‌هایی
که روح زخمی دارند
زیباست ،
بالاخره چیزی برای
جنگیدن داشته‌اند
و جنگیدن زیباست..

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً
فَادْخُلِي فِي عِبَادِي
وَادْخُلِي جَنَّتِي ..

تا شخصیت را نکشی نمی توانی جسم را بکشی
من همان روزی که شایعه ها ساختند
و نفرت ها پراکندند
و دستِ جانبازت را تمسخر کردند
و تو را در ذهن عده ای شکستند
فهمیدم قرار است که مدت کوتاهی بعد جسمت را بزنند
چون نمی توانستند تو را در اوج محبوبیت بکشند
پس باید قبلش تصویرت را در ذهن بعضی ها پاره می کردند ..
گمان می کردند حالا که هم شخصیت را کشته اند و هم جسم
برای همیشه فراموش می شوی
ولی ..
امروز حتی از تبلور حضور عاشقانت نمی توانم به تلویزیون هم نگاه کنم
تیرماه پارسال هم نتوانستم آن مراسم وداع را نگاه کنم
آن روز ها عدم‌نگاه کردنم از روی اندوه و شوک روانی بود که به من وارد شده بود
من نمی توانستم آن تابوت ها را نگاه کنم
امروز از روی غم نیست
از روی عظمتی است که بزرگ ترین مراسم وداع تاریخ در خود جای داده
این حجم از اعجاز و لطف خدا برای روحِ کوچک من قابل هضم نیست ..
مگر می شود نامی که هزینه ها کردند تا خدشه دار شود
در عرض کمتر از دو ماه اینگونه زیبا بر زبان حق خواهان جاری شود ..
و از جای جای دنیا برای وداعِ با تنِ زخمی تو خیابان های ایران قرق کنند ..
واقعا حق ندارم که قربان صدقهء اعجاز چنین خدایی بروم ؟!
اگر من جای قاتلان تو بودم
آخرین گزینه ای که به ذهنم می رسید قتلت بود ..
وقتی شخصیت را کُشته ای
مگر احمق هستی که جسمِ هشتاد و پنج ساله ای که چند سالی بیشتر از عمرش نمانده اینگونه حماسی به قتل برسانی ؟!
وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ؛
سالها نقشه می کشند و حیله می ورزند
درنهایت از جایی که گمانش را نمی کنند مغلوبِ تدبیر الهی خواهند شد !
نقشه هایشان خوب پیش رفته بود
ولی صبح ۹ اسفند قافیه را بدجور باختند ..
امروز نام تو
به عنوان محبوب ترین مبارز ایران ثبت می شود
و دیگر نمی توانند نامی را که روزی با هزار حیله مخدوش کرده بودند از لوح جهان پاک کنند
وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ..
و من بازهم به اعجاز خدای تو فکر می کنم
بیتی را که زمزمه می کردی به یاد می آورم ؛
گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم
ای عشق دل افروز ! دل من به تو گرم است ..
واقعا چه عشقی
چه عشقی دل افروزی..
و دوباره باید با خطِ درشت نوشت ؛
خدای خامنه ای زنده است ای مردم !