کشور خاموش!

در طی سالیان گذشته، ما همواره درگیر یک جنگ غیرمستقیم بودیم. جنگی که به خوبی می‌دانستیم روزی به طور مستقیم از سوی اسرائیلی‌ها پیگیری می‌شود و در خردادماه امسال نیز، نبرد تبدیل به نبردی خونین و مستقیم شد و آنچه که عیان شد، برتری تکنولوژیکی دشمن بر ایران بود و آشکارا، همه می‌دانند که هوش‌مصنوعی بخشی از این جنگ بود.

در ایران اما، هیچ‌کس توجهی به آن مسئله نکرده بود. ایرانی که نیروی انسانی بسیار توانمندی در این حوزه دارد و اکثر شرکت‌های فناوری دنیا را ایرانی‌ها هستند که می‌گردانند، درون خود هیچ استفاده کارآمد و درستی از این توانمندی نکرده است و این درحالی است که این موضوع و سرمایه‌گذاری در آن از سال‌ها پیش در کشوری که مهم‌ترین دشمن منطقه‌ای ماست به جدیت دنبال می‌شود. نتیجه آن این است که ما شاهد گستردگی توانمندی اسرائیلی‌ها در استفاده از ابزارهای نوین برای کسب اطلاعات، جاسوسی، تبلیغات، برنامه‌ریزی‌های نظامی، عملیات‌های ترکیبی و ... هستیم و کیفیت خدمات اینترنتی این کشور در خاورمیانه در اکثر بررسی‌های مستقل بسیار بالاتر از دیگران است.

در چنین شرایطی، ما شاهد این هستیم که تقریبا تمام پروژه‌های بزرگ وزارت ارتباطات به جای آنکه طبق برنامه خود پیش بروند، زمانی حدودا بیست ساله را طی می‌کنند. شبکه ملی‌اطلاعات که ایجاد بسترهای آن در کشوری با این نیروی انسانی و این سطح از ثروت، کمتر ا ز چهارسال زمان نیاز دارد بعد از گذشت سال‌ها نیمه‌تمام مانده است و در شرایط امنیتی و بحرانی مردم ما توان ارسال یک پیام ساده در پیامرسان‌های بومی ساخت خود را ندارند؛ چرا که احتمالا نهادهای امنیتی نگران استفاده عوامل خارجی از این ابزارها هستند و می‌دانند که این ابزارها توانایی کنترل امنیتی را ندارند.

از سوی دیگر، پروژه فیبرنوری که قرار بود تا پایان سال 1404 به بیست میلیون مشترک برسد، تقریبا متوقف شده و هیچ‌کس نمی‌داند که قرار است کی به اتمام برسد. گسترش دکل‌های5G نیز طی این مدت پیشرفت قابل توجهی نداشته است و در شرایط عادی نیز کیفیت اینترنت در ایران قابل قبول نیست و حالا هم علی‌رغم آرامش نسبی در شهرها، ما همچنان شاهد قطعی کامل و سراسری اینترنت هستیم و دسترسی میلیون‌ها ایرانی که برای تحصیل، کار و کسب و کارهای اینترنتی از خدمات اینترنتی استفاده می‌کردند به طور کامل قطع شده است و ضررهای مالی آن نیز، به طور آشکار اعلام می‌شود: ایرانسل و همراه اول از خسارت روزانه 400 میلیاردتومان، اسنپ از خسارت 500 روزانه میلیاردتومانی و پادرو از قطعی دسترسی بیش از 200 هزارکسب و کار اینترنتی خبر می‌دهند.

اینکه پلتفرم‌های خارجی در ایران از قوانین داخلی پیروی نمی‌کنند چیز طبیعی است. هیچ احمقی در شرایط تحریمی حاضر نیست به خاطر یک بازار مصرف نه چندان بزرگ در ایران دفتر بزند و خود را مغضوب دولت آمریکا کند و جریمه‌های سنگین و حتی از دست دادن بازار آمریکا را از دست بدهد؛ اما اینکه پلتفرم‌های داخلی در شرایط بحرانی قطع‌اند و خدمات‌دهی درستی ندارند، نشان می‌دهد که دولت و دیگر ارکان نظام سیاسی از عهده تامین امنیت مردم در فضای مجازی داخلی و پلتفرم‌های بومی و حتی گاها دولتی نیز بر نمی‌آیند و مجبورند اینترنت 90 میلیون ایرانی را قطع کنند.

البته که بخشی از این مشکلات هم ناشی از نابخردی‌های جامعه است که عملکردشان در هنگام رای‌گیری منجر به این شده است که وزارت ارتباطات همیشه شاهد حضور کسانی در قامت وزیر باشد که به جای حل مشکلات اساسی و زیرساختی به دنبال نمایش برای همراهی با این جامعه باشند و ما بیش از یک و نیم سال است که تنها خبری که از این وزیر می‌شنویم این است که دنبال رفع فیلتر هستیم؛ چیزی که همه می‌دانیم در اختیار دولت نیست و دولت تصمیم‌گیر آن نیست؛ اما دولت می‌توانست با ارتقا زیرساخت‌ها و عملکرد درست، مانع از این شود که تنها گزینه در شرایط فعلی قطعی کامل اینترنت باشد.


فعلا، علی الحساب و بدون ضرر برید و این کارزار رو امضا کنید:

درخواست برقراری مجدد شبکه جهانی اینترنت