خلق نشدیم که خلق رو راضی کنیم...
عکس
۱۰ روزی میشه به ویرگول نیومدم ،
نمیدونم چرااا😕
ویرگول که پناهگاه هم بود!
چطور شد که فکر کردم ،اینجا هم پوچه، همین طور که دنیا برام پوچه این روز ها):
چقدر پست های بعضی ها در ویرگول بهم آرامش دادند ، چقدر با بعضی ها همدرد بودم..
در پی وقتم در این چند ساعت ، وخوندن پست های دوستان ، پست های که عکس گذاشته بودند؛
خیلی دلنشین بود، پر از صمیمیت بود.
تصمیم گرفتم ، یه سری به گالری بزنم، من هم چند تا عکس بزارم.


یکی از بهترین پست های که در ۱۰ روز گذشته خوندم، پست اقای قربانی


دریااااا آرامش بی پایان💙

پل ورسک و آفتاب صبحگاهی✨🤍

خونه ای که داخلش پنج نفر دفن بود، «بسیارر وحشتناک »



میدان ساعت «ساری، مازندران»

ارزو همچین کتابخونه ای رو میکنم (؛

یه صفحه از دفتر خاطراتم ، یادش بخیر چهارمین روز از چهارمین ماه امسال

آسمون اون شب خیلی قشنگ بود.

هر چقدر دنیا مدرن باشند باز هم دلبسته این حال و هواهم

قشنگ ترین عشقی که شناختم..

یه روز برفی🌨️

حس این روز هام 🙁
میشه که دیگه نباشم...
چرا این روز ها دلم مرگ میخواد...!؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
انقلاب کی شکل می گیرد؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
درس اول: از کجا وارد یادگیری ماشین شویم که وقتمان نسوزد؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
دانشزدا، دانشنما؛ غربتِ علم