مهمان ها که رفتند من ماندم و یار دیرینم، نوشتن!
روزهای سخت تر هم داشته ام
برگشتم. بالاخره پتوی سنگینی که افسردگی و کرونا رویم انداخته بودند را برداشتم. بلند شدم و همراه همسایه ها جواب همسایه روبرویی را که برای تفاله پهلوی فریاد می کشید، دادم:«الله اکبر... » بله ما ساکن همان محله حزب اللهی نشین هستیم!
چه شد جناب؟ حالت از من بهم خورد؟ پشیمان شدی که پای چند تا پستم لایک و کامنت تشویقی گذاشتی؟ از ته دلت آه کشیدی و نفرین های جگر سوز برایم فرستادی؟ بفرست! اگر دلت اینطور خنک میشود، برایم کامنت بگذار و بگو که بسیار متاسفی وامان و از جهل و نادانی و فلان! همان جملات تکراری!
برچسب چه داری به من بچسبانی؟ من پذیرای انواع و اقسامش هستم. فدای یک نخ پرچم ایرانم!
فکر کردی قرار است در ادامه بخوانی که ای قدر نشناس ناشکر، قدر مملکتت را بدان، خارجی ها همین روغن دو یورویی هم گیرشان نمی آید! خیر! خبر دارم که اقتصاد نداریم. خبر دارم که از ریال ما بی ارزش تر پیدا نمیشود. خبر دارم که محیط زیست به فنا رفته. اصلا کسی هست که معترض نباشد به این وضع تهوع آور؟
اما در جریان باش که امثال من اگر خاک هم بخورند، خاک کشور را تقدیم تفاله پهلوی و سگ زرد و برادرش، شغال نمی کنند.
همان شغالی را می گویم که شش ماه پیش، موشک سرمان می ریخت، حالا توییت زده که من پشتیبان ملت ایرانم. مردک هزار پدر!
حالا بگو، قیمت نان و وطن برایت یکیست؟ برای من که نیست.
به خیالت که جمهوری اسلامی را ساقط میکنی و مقتدرانه در مقابل اسرائیل و آمریکا هم می ایستی و مملکت را دستشان نمیدهی؟! اگر در این حد، از مرحله پرتی باید عرض کنم، بفرما عزیزم، تشریف ببر خیابان! بدرود.
این نوشته را اینجا میگذارم که سهم روحم را از ترکش هایی این روزها نثار همفکرانم میشود، جا نمانم. هر چه که باشم، بی طرف نخواهم بود. اگر نمی نوشتم حتما تا مدتها ول کنِ یقه ی خودم نمی بودم!
مطلبی دیگر از این انتشارات
من تورو انتخاب میکنم«میخوام به همه نشونت بدم!»
مطلبی دیگر از این انتشارات
ارتش رایانه ای و نوازش تازیانه ای
مطلبی دیگر از این انتشارات
چرا میگوییم مرگ بر آمریکا؟