نویسنده، دانشجوی ارشد جامعهشناسی
مشتی نمونه خروار
احتمالا دوباره با خوندن این متن بعضیا میان میگن فمینیست اسلامی و فلان... خب باید بگم اگه نظرتون اینه، فکر کنم باید اول از همه این برچسب رو روی کلام رهبر انقلاب بچسبونید :)
کسانی که من را میشناسند، میدانند که خیلی وقت است که دنبال زندگینامه و اطلاعات بانوان شهیدهام. دغدغهام جمع کردن یک مجموعه کامل از تصویر و اطلاعاتشان است؛ مجموعهای که بماند و به درد فعالان فرهنگی و تربیتی بخورد. تا الان هفتاد شهیده را توی مجموعهام جمع کردهام. هفتاد شهیده از نزدیک به هشت هزار شهیده ایرانی.

بیشتر بانوان شهیده ایرانی، در سالهای دفاع مقدس و بمبارانهای هوایی به شهادت رسیدهاند و بیشتر بانوان شهیده، مربوط به همان دهه شصت و سالهای اول انقلاب و جنگاند. اگر بخواهم آنان را به دو دسته تقسیم کنم، تقریبا میتوان گفت دسته اول، دختران نوجوان و جوان چهارده تا بیست و دو ساله مجرد هستند، و دسته دوم بانوان بیست و پنج تا چهل ساله که مادر چند فرزند بودند. تحصیلات بیشتر شهدا در دوران ابتدایی، راهنمایی و یا دبیرستان متوقف شدهاست. شهدای مناطق روستایی زودتر دست از تحصیل کشیدهاند(دوران ابتدایی یا راهنمایی و در برخی موارد، کاملا محروم از تحصیل)؛ اما در میان شهدای مناطق شهری نیز تعداد شهدای دانشجو بسیار کم است. تحصیل غالبا با پایان دبیرستان متوقف شده و بین بانوان شهیده، کمتر شهیدهای را دیدهام که دانشجو باشد؛ اما شهدای دانشآموز بیشترند.


خلاصه بگویم، میان بانوان شهیده دوران جنگ و انقلاب، میزان تحصیلات کم است و این بانوان، مشتی نمونه خروار جامعه زنان ایران بودهاند. طبق آمار نیز در زمان انقلاب، نیمی از بانوان کاملا بیسواد بودند(البته کم بودن شهدای دختر دانشجو، میتواند به علت وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیل شدن دانشگاهها در سنین دانشجویی بسیاری از دختران جوان نیز باشد). باتوجه به وضعیت تحصیلی بانوان شهیده، میتوان فهمید وضعیت علمی بانوی ایرانی در دهه پنجاه و شصت بسیار تاسفبار بوده است(البته در همان زمان نیز، رکورد بیشترین تعداد عمل جراحی موفق مجروحان جنگی در دست جراح شهیده پروین ناصحی بود).

اخیرا برای تکمیل مجموعهام به دنبال نام و اطلاعات بانوان شهیده جنگ تحمیلی دوم میگشتم؛ حدود صد بانوی شهیدی که در حملات رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند. درباره این بانوان، تغییر چشمگیری رخ داده بود: شهدا اکثراً یا دانشجو بودند، یا دارای مدرک ارشد و دکتری. کمتر شهیدهای بود که حداقل مدرک لیسانس را نداشته باشد؛ و مسئله فقط مدرک نبود. اکثر بانوان شهیده، افراد فعال در زمینههای تخصصی بودند: پزشک و دندانپزشک، خبرنگار، هنرمند، استاد دانشگاه، معلم و غیره؛ و جالبتر آن است که اکثر این بانوان، مادر هم بودند و فرزندان نخبه تربیت کرده بودند. شهدای دختر دانشجو نیز غالبا دانشجویان دانشگاههای برتر بودند؛ مانند شهیده یاسمن باکویی، دانشجوی دانشگاه شریف یا شهیده فاطمه صدیقی صابر، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان.

این بانوان نیز مشتی از خروار زنان ایرانیاند. از دهه شصت تا کنون، چهار دهه گذشته است. طی چهار دهه، بانوانی که به کلی محروم از تحصیل بودهاند و به حاشیه رانده شده بودند، در محیط طیبهی جمهوری اسلامی ایران رشد کردهاند و قد کشیدهاند و هریک، معمار گوشهای از ایران جدید شدهاند.





باز هم، همان شد که پیر فرزانهمان گفته بود:
«زن مسلمان ایرانی، تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان گشود و ثابت کرد که میتوان زن بود، عفیف بود، محجّبه و شریف بود، و در عین حال، در متن و مرکز بود. می توان سنگر خانواده را پاکیزه نگاه داشت و در عرصهی سیاسی و اجتماعی نیز، سنگرسازی های جدید کرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد... در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس، زنانی ظهور کردند که می توانند تعریف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذیب خویش، و در ساحت حفظ خانهی سالم و خانوادهی متعادل، و در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد اجتماعی را جهانی کنند و بنبستهای بزرگ را در هم بشکنند...»
مطلبی دیگر از این انتشارات
یک چنین شبی بود، دو سال پیش.
مطلبی دیگر از این انتشارات
ستارگان خاموشِ تناش
مطلبی دیگر از این انتشارات
چکههای قلم