Stash: https://stash.games/users/Ardeshir Telegram: @Ardeshir_95
فرقهی ببعی

مقدمه
یه برّه سعی میکنه دین خودشو راهاندازی کنه و پیروان جدید پیدا کنه. این متن سیاسی نیست و داستان بازی Cult of the Lamb هستش. این پست، یه معرفی سادهست و نقد به اون صورت نداره.

مدیریت فرقه
مکانیکهای این بازی برای ما بیش از حد آشنا هستن. نه نیازی به آموزش داریم نه تحقیق. ما دیگه دقیقا میدونیم چجوری باید اعضا رو شستوشوی مغزی داد و بازی هم راههای مختلفشو جلومون میذاره.
شما طی بازی تصمیماتی میگیرین؛ مثلا اینکه به اعضای فرقه، بهصورت دورهای پول بدین یا برعکس، ازونا مالیات بگیرین. همین تصمیم ساده میتونه تعیین کنه شما چطوری اقتصاد فرقه و میزان ایمان اعضای اون رو مدیریت میکنین. شما باید مدام حواستون به درجهی ایمان فرقهتون باشه و نذارین خدای نکرده یکی از اعضا ایمانش ضعیف بشه و شروع به تبلیغ علیه دین شما بکنه. شما باید در اسرع وقت اونو سرکوب کنین. حالا چطوری؟ میتونین بهش «آموزش بدین»، زندانیش کنین، جلوی بقیه اعدامش کنین یا حتی وقتی کسی حواسش نیست اونو مسموم کنین.

شما بجز ایمان، گرسنگی اعضارو هم باید مدیریت کنین. مزرعه ایجاد کنین، اونارو مشغول به کار کنین و خیلی کارای دیگه. حتی یه روز، یکی از اعضارو به عنوان آشپز استخدام کنین. در کل، سیستم پیشرفت بازی طوریه که همهی کارایی که اول خودتون انجام میدین رو کم کم اعضا جای شما انجام میدن و شما وقت بیشتری برای کارای مهمتر دارین. این روند پیشرفت خیلی لذت بخشه.

تضاد ظاهر و محتوا
برعکس داستان بازی و اتفاقات اون که بشدت جدی و خشنه، گرافیک و موسیقی اون بامزه و شیرینه. این تضاد، اتفاقا چیزیه که بازیو حتی جذابتر میکنه. تنوع کاراکترهای اون و طراحی خوشگل هر کدوم از حیوونای بازی، خاطرهی تجربهی اون رو برای همیشه توی ذهنتون موندگار میکنه.

مبارزهی روگلایک
راستش شوقی برای معرفی این بخش بازی ندارم. هرچند که خیلیا این جنبه از بازی هم دوست دارن و احتمالا شما هم دوست داشته باشین اما من اونقدر غرق بخش مدیریتی بازی بودم که دلم نمیخواست برم سمت مبارزه. بهرحال برای جلوبردن داستان بازی شما نیازه که بهصورت دورهای به مناطق متنوعی برین و با دشمناتون بجنگین و با خودتون منابع تازه به کمپ برگردونین. البته سیستم مبارزهی بازی بد نیست و تنوع بالایی داره و از نظر بصری هم واقعا خوبه. (سالی بیستسیتا روگلایک بازی کردن، این بدیها رو هم داره. آدم سختگیر میشه.)

پشتیبانی فوقالعاده
امکانات بازی اونقدر زیاده که توی اونا غرق میشین. این به لطف آپدیتها و DLCهای بازی بوده که بازیو دگرگون کردن. همین DLC بزرگی که چند ماه پیش با نام Woolhaven برای بازی عرضه شد، به تنهایی به اندازهی یه بازی کامل محتوا داره که متاسفانه من هنوز تجربهش نکردم.
اونا حتی توی یه آپدیتی، امکان تجربهی Co-Op به بازی اضافه کردن که به شما اجازه میده بازیو با دوستتون تجربه کنین که خب دوستتون نقش یه بز رو میگیره.
احتمالا تا شما داشتی این متن رو میخوندی، یه DLC دیگه هم برای بازی ساخته شده.
مطلبی دیگر از این انتشارات
نقد (The 39 Steps (1935 | سرآغاز تعليق
مطلبی دیگر از این انتشارات
تجربه ساخت ویدئو از زبان یک بلاگر ویرگولی + چالش ها
مطلبی دیگر از این انتشارات
دلواپسیهای وجودی(اگزیستانسیال)؛ پرسشهایی که تاریخ مصرف ندارند!!