معرفی ده بازی‌ برای کسانی که بازی نمی‌کنن

مقدمه

بازی‌های این لیست برای اوناییه که یا تابحال بازی‌های ویدیویی رو تجربه نکردن یا اینکه آشنایی زیادی با اونا ندارن و می‌خوان از یه جایی شروع کنن. بازی‌ها بدون رتبه‌بندی خاصی چیده شدن و دلیل انتخاب اون‌ها سادگی، کوتاهی و جذاب بودن اوناست. این بازی‌ها حتی مبارزه ندارن و شما رو به چالش نمی‌کشن بلکه خود عبور از مسیر بازی و حل پازل‌ها برای شما لذت بخش خواهد بود.

1. Gris

گریس، اثری که هرکسی باید اونو تجربه کنه. این بازی بدون دیالوگ و صرفا با موسیقی، محیط، رنگ‌ها و گیم‌پلی قصه میگه. قصه‌ی سوگ و مسیر پذیرش از دست دادن. این تجربه به یاد موندنی فقط چهار ساعت زمان می‌بره اما زمانی بیشتر ازین رو صرف صحبت راجع‌به اون خواهید کرد. حتی اگر اونو بازی نکردین حتما موسیقی بازی رو گوش بدین.

2. Jusant

شما طی این بازی از یک کوه بالا میرین و در مسیر از موسیقی و مناظر لذت می‌برین. گیم پلی بازی، هم سرگرم کننده‌ست و هم ساده و هرکسی خیلی راحت می‌تونه اونو یاد بگیره. اونایی هم که چالش بیشتری می‌خوان می‌تونن مسیرهای سخت‌تری رو پیدا کنن و با بالا رفتن ازون‌‌ها مکان‌های مخفی بازی رو کشف کنن.

3. Little kitty big city

تو این بازی شما یک گربه اید. دستاوردهای شما می‌تونه پیدا کردن بچه‌های یک اردک و رسوندنشون به دست مادرشون باشه یا چرت زدن توی لونه پرنده. هدف نهایی بازی، رسیدن به پنجره‌ی اتاقیه که اول بازی ازون پرت شدین پایین. ولی لذت بازی تو گشت‌وگذار داخل شهریه که اونجا شما با حیوونای مختلف آشنا میشین و مهم‌تر ازون، مردم رو آزار می‌دین.

4. Valiant Hearts the Great War

دل‌های شجاع، قصه‌ای برگرفته از نامه‌های واقعی جنگ جهانی اول که تا اشک شمارو درنیاره بیخیال نمیشه.گیم پلی دو بعدی و شامل پازل‌های ساده‌ست. همون اولین باری که بازی رو باز کردین، مکث خواهید کرد تا از موسیقی منو لذت ببرین. بعد ازون، روایت کار خودشو می‌کنه و شما تا آخر داستان رو نبینین بازی رو زمین نمی‌ذارین.

5. Thank goodness you're here

این بازی از راه‌هایی برای انتقال کمدی استفاده می‌کنه که مشابه اون رو جایی ندیدین. گیم پلی بازی صرفا ماجراجویی میان جوک‌هاییه که برخی شاید هنوز کامل تعریف نشدن. شاید دفعه بعدی‌ای که به همون مکان سربزنین ادامه‌ی جوک رو ببینین یا شاید هم جایی دیگه. در واقع محیط بازی پر از اتفاقات جذاب و مرتبط به همه، که شما رو تا لحظه آخر سرگرم می‌کنه. این بازی رو می‌تونین تو دو ساعت تمومش کنین.

6. Before your eyes

چی میشد اگر می‌تونستین خاطرات زندگیتونو از ابتدا تا انتها مرور کنین؟ اما با هربار پلک زدن، اون خاطره از بین می‌رفت و به خاطره بعدی پرتاب می‌شدیم. این بازی حرکت چشماتون رو دنبال می‌کنه و اگه پلک بزنین متوجه میشه. برای تجربه‌ی بازی نیاز به دست ندارین و تنها چیزی که نیاز دارین، 45 دقیقه وقت و یک وبکمه. همچنین پیچش داستانی‌ای که در انتهای بازی منتظرتونه شمارو ناامید نمیکنه.

7. What remains of Edith Finch

ازون بازی‌هاییه که هرچی بیشتر راجع‌بهش بدونی لذتشو کمتر می‌کنه. بهترین کار اینه که بدون اینکه چیزی ازش بدونی تجربش کنی. نهایتاً دو ساعت وقتتو میگیره و در مقابل روایت و موسیقی به یاد موندنی بهت هدیه میده.

8. Cocoon

شما تو این بازی پازل حل میکنین و فقط همین. پازل‌های بازی بشدت خلاقانه‌ن و شاید بعضی از اونا در نگاه اول خیلی سخت بنظر برسن ولی بازی بطور هوشمندانه‌ای و بدون اینکه متوجه بشین امکان رفتن به مسیرهای اشتباه و گمراه کننده رو ازتون میگیره و شما رو طوری مرحله به مرحله با پازل‌های سخت‌تر آشنا می‌کنه که در نهایت سخت‌تربن پازل‌هارو بطور لذت بخشی حل خواهید کرد. همچنین بازی محیط‌های زیبایی داره که پروسه فکر کردن رو جذاب‌تر می‌کنه.

9. Dispatch

این بازی در واقع فیلمی‌ست که توی اون شما به جای شخصیت اصلی تصمیم میگیرین. هر تصمیم شما پیامدی داره که اون رو توی روند داستان و گیم پلی میبینین. بازی‌های ازین ژانر کم نیستن ولی میشه گفت موفق‌ترینشون این بازیه. یکی از دلایلش می‌تونه این باشه که تعادل خوبی بین گیم پلی و داستان وجود داره و گیم پلی شامل بخش‌های سرگرم کننده مدیریتیه که حینش میشه جلورفتن داستان رو هم دید. بازی صداپیشه‌های معروفی داره از جمله آرون پال (جسی پینکمن خودمون) به عنوان شخصیت اصلی.

10. Balatro

یک بازی کارتی بر اساس پوکر که تغییراتی بهش میده و هر دست بازی کردن اون رو از دست‌های قبلی متمایز می‌کنه. این بازی اعتیادآور در نگاه اول پیچیده بنظر میاد اما توضیحات توی بازی خیلی ساده‌ست و یادگیری اون خیلی راحته اما وقتی اون رو یاد گرفتین، جذابیت بازی به شما اجازه استراحت نمی‌ده. موسیقی بازی با وجود تکرار زیاد شمارو به هیچ عنوان از خودش خسته نمیکنه.