Dreamer
ملالِ لذتبخشِ تارکوفسکی؛ یادداشتی شخصی بر فیلم استاکر

در روزهای قطعی اینترنت، پناه بردن به آرشیو فیلمهای دانلود شده یکی از راههای نجات بود(هست). آرشیوی که هم فیلمهای بارها دیده شده و محبوبم مثل ارباب حلقهها را در خودش داشت ، هم فیلمهایی که همیشه دیدنشان را به وقتی دیگر موکول کرده بودم.
استاکر یکی از همانها بود که دیدنش عقب افتاده بود.
اصولا با فیلمهای کند، تاملبرانگیز و فلسفی مسئلهای ندارم؛ حتی به عکس، از آنها لذت میبرم. شاید به همین خاطر است که با سینمای کیارستمی، نوری بیلگه جیلان یا جیم جارموش احساس نزدیکی میکنم.
تارکوفسکی اما جنس دیگری دارد. او تماشاگر را صرفا وارد یک روایت نمیکند، بلکه در نوعی ملال و تعلیق غوطهور میکند؛ ملالی که خسته کننده است اما به شکل عجیبی رهایت هم نمیکند.
در استاکر، این ملال به زبان اصلی فیلم تبدیل میشود. سفری ظاهراً بیرونی که کمکم به سفری درونی بدل میشود؛ جایی میان ایمان، شک، ترس و میل.
نویسنده و دانشمند، هر کدام به شکلی نمایندهی بحران انسان مدرناند، و استاکر انگار آخرین بازماندهی ایمان به چیزی است که نمیشود آن را کاملاً توضیح داد.
فیلم جوابهای سرراست نمیدهد، اما مدام این پرسش را پیش میکشد که آیا انسان واقعاً تابِ روبهرو شدن با عمیقترین خواستههای خودش را دارد یا نه.
در کنار اینها، قابهای مینیمالیستی و جهان بصری خاص تارکوفسکی، کاملاً در خدمت همین حس تعلیق و راز هستند؛ تصاویری که بیشتر از آنکه صرفاً زیبا باشند، ماندگارند.
این تصویر، یکی از همان قابهاست.
مطلبی دیگر از این انتشارات
معرفی کتاب، کوری
مطلبی دیگر از این انتشارات
بزرگترین دایناسور شکارچی، تیرکس یا اسپاینوسورس؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
نقد و بررسی بیرحمانهی Star Wars: Jedi Survivor