به تماشای من تویی. شهرساز، تحیلگر داده، عاشق سفال و گیاهان
رئالیسم سرد: نگاهی منطقی به سیاست در جهانی پرهیاهو
بعد از حمله اسرائیل به ایران، شبکههای اجتماعی پر شد از واکنشهای هیجانی: از خشم و نفرت تا پیشبینیهای آخرالزمانی. من شستم خبردار شده بود اما انتظار چنین حمله سنگین و ویرانگری را نداشتم. ۴ نیم صبح از صدای لرزیدن شیشهها از خواب پریدم. ما خانوادگی فلج شدیم. همه فرماندهان ارشد، دانشمندان هستهای، و حمله به تاسیسات و مراکز نظامی.
حجم ترس و عصبانیت آن روزها تعادل روانمان را از بین برده بود اما بعد که احساس اطمینان نسبی از شرایط پیدا کردم سعی کردم منطقی و صبورانه شرایط را تحلیل کنم. به قول انگلیسیها، در نور سرد روز ماجرا را بررسی کنم. این مدل فکر کردن در سیاست بینالملل با واقعگرایی سرد (رئالیسم سرد) شناخته میشود.
If you think about something in the cold light of day, you think about it clearly and calmly, without the emotions you had at the time it happened, and you often feel sorry or ashamed about it.
واقعگرایی سرد چیست؟
واقعگرایی سرد در تحلیل سیاسی، رویکردی است که بر واقعیتهای عینی، منافع ملی، و توزیع قدرت در روابط بینالملل تمرکز دارد و احساسات، اخلاقیات، یا ایدئولوژیها را کنار میگذارد. این روش، که ریشه در مکتب واقعگرایی سیاسی دارد، چند اصل کلیدی دارد:
۱- قدرت بهمثابه محور اصلی: دولتها بهعنوان بازیگران اصلی در صحنه بینالمللی، به دنبال حداکثر کردن قدرت خود (بهویژه قدرت نظامی و اقتصادی) هستند. توانایی نظامی، از جمله تعداد نیروها، تسلیحات پیشرفته، و ظرفیت لجستیکی، معیار کلیدی سنجش قدرت است. برای مثال، پدافند چند لایه و بینالمللی اسرائیل قابل قیاس با پدافند ایران نبود. همین اواخر فرانسه اعلام کرد در رهگیری موشکها کمک کرده. ایران ازین منظر تنها و یک تنه ایستاده بود.
۲. منافع ملی بهجای احساسات: تصمیمگیریها بر اساس منافع ملی تعریفشده (امنیت، بازدارندگی، بقا، و نفوذ) انجام میشود، نه ارزشهای اخلاقی یا همدلی. برای مثال، یک رئالیست سرد ممکن است همکاری با یک رژیم غیراخلاقی را توجیه کند اگر این همکاری به امنیت ملی کمک کند. برای کشورها فرق نمیکند اسرائیل در کثافت نسلکشی غرق شده - آنها قیمت نفت را زیر نظر دارند.
۳. جهان پرآشوب (آنارشیک): در نظام بینالملل، هیچ اقتدار مرکزی وجود ندارد؛ بنابراین، دولتها باید به خود متکی باشند. این امر به تحلیل دقیق تواناییهای نظامی خودی و رقبا منجر میشود. حتی اسرائیل که بزرگترین ناو هواپیمابر آمریکاست، برای حمله به ایران باید سالها برنامهریزی و زمینهچینی کند.

چند روز پیش جولیان آسانژ (Julian Assange) در مورد زمینهچینی حمله به ایران در فیلمهای هالیوودی به طور خاص سریال تهران پرده برداشت. این مدل فیلمها، سریال و بازیها ذهن مخاطب غربی را شکل میدهد.
۴. عقلانیت در تحلیل: واقعگرایی سرد، رفتار دولتها را عقلانی فرض میکند، یعنی آنها بر اساس محاسبات هزینه-فایده عمل میکنند. این شامل ارزیابی دقیق توان نظامی، منابع اقتصادی، و موقعیت ژئوپلیتیکی است. ازین منظر آمریکا و اسرائیل ضربه بسیار گرانی به ایران وارد کردند. ترور سران و دانشمندان بیاعتباری امنیتی ایران را نشان داد. در محاسبات هزینه فایده از بین بردن تاسیسات نظامی ایران میارزید به نابودی یک سری پایگاههای اسرائیلی. مخصوصا برای آمریکا که مقتدرانه وارد شد و خودش را از کثافت این ماجرا مبرا کرد.
برای یک تحلیلگر واقعگرای سرد، تعداد جنگندهها، برد موشکها، یا بودجه دفاعی یک کشور مهمتر از شعارهای پرشور، اصول اخلاقی یا نیتهای خیرخواهانه است.
۵. بیاعتمادی به نیتها: بهجای تکیه بر وعدهها یا دیپلماسی نرم، واقعگراها بر قابلیتهای عینی (مثل تعداد موشکها یا بودجه دفاعی) تمرکز میکنند، چون نیتها قابلتغییرند، اما توان نظامی ملموس است. در بحران اوکراین یک تحلیلگر واقعگرای سرد بهجای تمرکز بر مسائل اخلاقی (مثل نقض حقوق بشر یا کشتار غیرنظامیان)، به بررسی توانایی نظامی روسیه (تانکها، نیروی هوایی، موشکهای بالستیک)، ظرفیت دفاعی ناتو، و منابع انرژی اروپا میپردازد. او ممکن است نتیجه بگیرد که ناتو به دلیل برتری نظامی و اقتصادی، در بلندمدت دست بالا را دارد، حتی اگر هزینههای کوتاهمدت بالا باشد.
چرا ما ایرانیها به رئالیسم سرد نیاز داریم؟
فرهنگ پارسی، گنجینهای از شعر، احساس، و آرمانگرایی است. از حافظ و سعدی تا شاملو، ما عادت کردهایم که جهان را با عینک رمانتیسم ببینیم. این روحیه در ادبیات و هنر بینظیر است، اما در تحلیل سیاسی ما را به بیراهه میبرد.
حالا وقت خوبیست که در مورد امنیت اطلاعاتی، بازدارندگی، بقا، و نفوذ سوالات جدی را بپرسیم. قبل از این که مثل سگ و گربه به جان هم بیافتیم و انگشت اتهام را به هم نشانه برویم، در مورد میزان سرمایه اجتماعی تامل کنیم. این سرمایه شامل سه مولفه اعتماد، شبکههای اجتماعی و مشارکت است، چیزهایی که جمهوری اسلامی سالهاست نادیده میگیرد و سرمایه اجتماعی کشور را تخریب میکند. به لطف همین سرمایه اجتماعی ایران دچار آشوب نشد، بسیاری از جاسوسها را هم شبکه اجتماعی شناسایی کرد.
تخریب موسسه وایزمن را که زودتر خالی شده بود تبدیل به داستان حماسی نکنیم. هر کدام از دانشمندان هستهای ایران به مراتب بیش از آن موسسه کذایی ارزش داشتند. چیزی که دست ایران را در معادلات بینالملل بالا نگه میدارد همین سرمایه انسانی بینظیرمان است.
در میدان نبرد، با وجود آسیب جدی به سازمان رزم، ما در کمتر از ۲۴ ساعت موفق به واکنش نظامی شدیم. فرماندهان و جانشینان آنها از بین رفتند اما با انتصاب سریع و واکنش به موقع جلوی خسارت بیشتر گرفته شد.

درسی از فرهنگ تحلیل منطقی
تحلیلهای سیاسی در زبان انگلیسی، تکیه بر داده و استدلال مرسوم است. یک مقاله در اکونومیست یا گزارش بیبیسی معمولاً پر است از اعداد و ارقام: بودجه نظامی، تعداد سربازان، یا میزان تولید نفت. اما در فضای فارسیزبان، بحثها گاهی در دام کلیگوییهای احساسی میافتند. مثلاً در توییتر فارسی، ممکن است کسی بنویسد: «ایران باید پاسخ محکمی بدهد!» اما کمتر کسی میپرسد: «این پاسخ چه هزینهای دارد؟» یا «نتیجهاش چه خواهد بود؟» ارزیابیهای عمیق، چند لایه و عدد-محور کم هستند.
زبان انگلیسی، بهویژه در متون سیاسی و آکادمیک، فرهنگ منطقمحوری را پرورش داده است. رئالیسم سرد میتواند پلی باشد تا ما هم این رویکرد را در تحلیلهایمان به کار ببریم. بهجای شعارهای پرشور، باید یاد بگیریم که مثل یک استراتژیست، با داده و منطق حرف بزنیم.
نتیجهگیری: تغییر نگاه، تغییر آینده
جهان سیاست، جای احساسات نیست. واقعگرایی سرد به ما یاد میدهد که با چشمانی باز به قدرت، منابع، و واقعیتها نگاه کنیم. فرهنگ ایرانی ما، با تمام زیباییهایش، گاهی ما را به سمت تحلیلهای احساسی سوق میدهد. اما اگر بخواهیم در جهانی پررقابت درست تصمیم بگیریم، باید از این رمانتیسم فاصله بگیریم و مثل یک استراتژیست فکر کنیم، با عدد، مستدل، منطقی.
این رویکرد تنها یکی از قطعات پازل (جورچین) را کامل میکند چرا که در برابر پیچیدگیهای سیاست، عیبهای جدی دارد.
بعضیها میگویند این رویکرد بیشازحد بدبینانه است چرا که نقش فرهنگ، ایدئولوژی، یا همکاری بینالمللی را نادیده میگیرد. با این حال من این واقعبینی بدبینانه را به یک خوشبینی آرمانی ترجیح میدهم. میتواند مقدمهای برای شروع تحلیل باشد.
ارادت رفقا
مطلبی دیگر از این انتشارات
روز مرد را به آن کسی که افتاد و دوباره ایستاد تبریک میگویم
مطلبی دیگر از این انتشارات
ایستادن برای کرامت انسان: ایستادن برابر حامیان علی کریمی
مطلبی دیگر از این انتشارات
همه چیز به یک تار مو بند است.