هنر انسان‌سازی برند در شبکه‌های اجتماعی؛ چطور روایت انسانی، برند را قابل لمس‌تر می‌کند؟

برندها در شبکه‌های اجتماعی دیگه صرفاً دیده نمی‌شن؛ قضاوت هم می‌شن. مخاطب امروز، صرفاً دنبال محصول یا طراحی تمیز نیست. اون می‌خواد بدونه پشت این برند چه آدمی ایستاده، چه داستانی داره و اصلاً چرا باید بهش اعتماد کنه. اینجاست که مفهوم «انسان‌سازی برند» یا Brand humanization وارد بازی می‌شه.

توی این مقاله می‌خوام بگم چرا انسان‌سازی برند، یکی از مؤثرترین رویکردها برای تقویت برندینگ در سوشال‌مدیاست و چطور می‌شه اون رو به‌صورت عملی اجرا کرد.

The Art of Brand Humanization on Social Media
The Art of Brand Humanization on Social Media

انسان‌سازی برند یعنی چه؟

انسان‌سازی در برندینگ یعنی برند، مثل یک انسان رفتار کنه؛ حرف بزنه، واکنش نشون بده، داستان تعریف کنه و ارتباط واقعی بسازه. نه با لحن تبلیغاتی، نه با فاصلهٔ رسمی، بلکه با زبان قابل‌فهم، گفت‌وگومحور و انسانی.

در این رویکرد، برند صرفاً یک لوگو یا صفحهٔ اینستاگرام نیست؛ برند تبدیل می‌شه به یک «شخصیت». شخصیتی که مخاطب می‌تونه با اون ارتباط بگیره، اون رو بشناسه و حتی دوستش داشته باشه. یکی از مثال‌های واضح این موضوع، استفاده از افراد واقعی در ارتباطات برنده؛ از اینفلوئنسرها و کریتورهای محتوا گرفته تا مشتری‌ها یا حتی کارکنان خود برند. وقتی پیام برند از زبان انسان‌های واقعی منتقل می‌شه، باورپذیری اون به‌مراتب بالاتر می‌ره.

تعامل؛ جایی که برند زنده می‌شود!

انسان‌سازی برند فقط در تولید محتوا خلاصه نمی‌شه. بخش مهمی از اون، در تعامل روزمره اتفاق می‌افته. پاسخ دادن به کامنت‌ها، جواب دادن به دایرکت‌ها و وارد شدن به گفت‌وگوهای واقعی با مخاطب، همون‌جاییه که برند از حالت «تابلو تبلیغاتی» خارج می‌شه.

اهمیت مفهوم Employee Generated Content هم دوچندان می‌شه؛ یا همون محتوایی که توسط کارکنان برند تولید می‌شه. روایت تجربه‌های کاری، پشت‌صحنه‌ها یا حتی لحظات روزمرهٔ تیم، کمک می‌کنه مخاطب برند رو نه به‌عنوان یک سازمان بی‌چهره، بلکه به‌عنوان مجموعه‌ای از آدم‌ها ببینه.

زیبایی بصری مهم است، اما داستان مهم‌تر!

یکی از نکات مهم اینه که هیچ قانون سخت‌گیرانه‌ای برای ظاهر بصری شبکه‌های اجتماعی وجود نداره. همه‌چیز به پلتفرم و مخاطب بستگی داره. اینستاگرام معمولاً با فید منظم و زیبایی‌شناسانه شناخته می‌شه، در حالی‌که تیک‌تاک بیشتر روی spontaneity، شوخ‌طبعی و محتوای کم‌ساختار تکیه داره.

اما توجه کنید که یک فید مرتبِ بدون داستان، معمولاً از یک فید نامنظم با روایت قوی شکست می‌خوره. چون در نهایت، این داستان و شخصیت برنده که در ذهن مخاطب می‌مونه، نه صرفاً چیدمان پست‌ها.

سه مفهوم پایه‌ای انسان‌سازی برند در سوشال مدیا

در کل سه ستون اصلی برای اجرای انسان‌سازی وجود داره:

۱. Who (چه کسی هستیم؟)

شناخت دقیق برند، هویت، ارزش‌ها و باورهای اون. در کنارش، درک جامعهٔ مخاطبان و تلاش برای حضور واقعی در فضای اون‌ها. برند باید بدونه با چه کسی حرف می‌زنه و در چه دنیایی پا گذاشته.

۲. What (چه می‌گوییم؟)

برنامه‌ریزی محتوا و هماهنگی استراتژی‌های مارکتینگ. این بخش فقط به پست و استوری محدود نمی‌شه؛ فعالیت‌های اجتماعی آنلاین و آفلاین رو هم در بر می‌گیره.

۳. How (چطور ارتباط می‌گیریم؟)

نحوۀ گفت‌وگو با مخاطب، همکاری با برندهای دیگه، مدیریت محتوا با استفاده از ستون‌های محتوایی و حتی انتخاب محل و شکل تبلیغات.

نکته کنکوری: خیلی از برندها امروزه بیشتر روی محتوای تولیدشده توسط کاربران (UGC) و توصیه‌های دهان‌به‌دهان حساب باز می‌کنن تا تبلیغات مستقیم؛ پس Brand loyalty رو جدی بگیرید.

برند را چطور انسانی‌تر کنیم؟

دو مسیر برای انسان‌سازی برند هست.

  • مسیر اول: ساخت پرسونای برند از طریق داستان‌گویی. روایت تاریخچهٔ برند، مسیر شکل‌گیری، چالش‌ها، چشم‌انداز و حتی فرآیند توسعهٔ محصول، به مخاطب کمک می‌کنه یک تصویر انسانی و ملموس از برند بسازه.

  • مسیر دوم: تولید محتوایی که فراتر از معرفی محصول باشه. پرداختن به سبک زندگی، ارزش‌ها، نوآوری‌ها یا هدف برند، باعث می‌شه محتوا قابل‌ارتباط‌تر و موندگارتر بشه.

هنگام انتخاب فرمت‌های بصری هم باید هوشمند بود. GIF و meme معمولاً تعامل بالایی ایجاد می‌کنن، اما استفادهٔ بیش‌ازحد از اون‌ها ممکنه پرسونای برند رو مخدوش کنه. ویدیوها تعادل بهتری بین جذابیت و هدف تبلیغاتی ایجاد می‌کنن و معمولاً بازدهی بالاتری دارن.

در نهایت فراموش نکنید، تمام عناصر بصری باید بازتاب‌دهندهٔ شخصیت و ارزش‌های برند باشن. لوگو به‌طور خاص، یکی از مهم‌ترین نقاط تماس برند با ذهن مخاطبه.

انسان‌سازی، قلب نامرئی برندینگ در شبکه‌های اجتماعی!

انسان‌سازی برند یک ترفند زودگذر نیست؛ یک نگاه عمیق به اینه که برند چطور می‌خواد در زندگی مخاطب حضور داشته باشه. وقتی برند داستان داره، واکنش نشون می‌ده و مثل یک انسان رفتار می‌کنه، ارتباطی شکل می‌گیره که با تبلیغ مستقیم به‌دست نمیاد.


دربارۀ من:

من محمدم؛ کارم ساختن معناست، نه صرفاً محتوا. از برنامه‌نویسی اومدم به دنیای کلمه و برند، چون فهمیدم ایده وقتی اثر می‌ذاره که درست روایت بشه. امروز به‌عنوان کپی‌رایتر و استراتژیست برند، کمک می‌کنم برندها واضح‌تر، انسانی‌تر و موندگارتر حرف بزنن.

اگه دوست داری بیشتر با مسیر و نگاهم آشنا بشی، این لینک صفحهٔ لینکدینمه: «محمد جانمحمدی».