کسی که با دیدن یک کتابفروشی ذوق میکند. تلاش میکند به زبان کرهای سخن بگوید. دوست دارد روزی کدهایش مسئلهای پیچیده را حل کنند و از خیالبافیهایش لذت میبرد. بس نیست؟
تراوشات ذهنی شبانگاهی
بالاخره بعد از مدتها، انتشار پست ویرگول رو باز کردم. روی نوشتن پست جدید که کلیک کردم دیدم نوشته هرچی دوست داری بنویس :)
بنابراین توی همین دو ساعتی که به پایان آخر هفته مونده، تصمیم گرفتم هرچی دوست دارم اینجا بنویسم. هرچیز باربط و بیربطی که همیشه دوست داشتم درموردشون صحبت کنم.
مثلا همیشه دوست داشتم یه پست کامل درباره سه گانه نارنیا بنویسم و اینکه «کیا مثل من تا حالا هزار بار این فیلم رو ریواچ کردن و هربار با دیدن این اثر، کارگردان و تیم جلوههای ویژهاش رو ایستاده تشویق کردن؟»
یا مثلا درباره آکوئیلا! این سریال در زمان خودش به نظرم فوقالعاده بود. داستان دو پسر بچه که یک سفیه به اسم آکوئیلا رو توی یک غار نزدیک اسکله پیدا میکنن. چقدر یک کارگردان اون زمان میتونست خلاق باشه که برای این فضاپیما هولوگرافیک تعریف کرده بود.
درباره نقش این برنامهها در افزایش خلاقیت بچهها. حقیقتاً هرکدوم از برنامههایی که داره از قاب تلویزیون پخش میشه فقط یک برنامه نیست! همه اینها شاید شروع یک ایده، یک انگیزه و محرک تلاشهای بچهها در آیندهای نزدیکه!
وااای چقدر بعد از دیدن این سریال درباره فرضیههایی که میتونیم روی هواپیماها برای جلوگیری از سقوطشون پیاده بکنیم، با دوست قدیمیم ایدهپردازی کردیم. (در نوجوانی البته)

یا مثلا همیشه دوست داشتم درباره فیلم سه احمق و وصل کردنش به بحث آموزشی یه پست کامل بنویسم. یه فیلم هندی که داستان سه دانشجوی مهندسی با دغدغههای مختلف رو به تصویر میکشه. نقش یکی از این سه دانشجو رو امیرخان بازی میکنه که الحق والانصاف اگر شخص دیگهای این نقش رو بازی میکرد شاید من اصلا فیلم رو شروع نمیکردم :) و یه جورهایی انتهای این فیلم میبینیم که علم بهتر از ثروت است و این داستانها...
خب فعلاً سعی میکنم تراوشات ذهنی خودم رو کنترل کنم و خواننده رو خیلی گیج نکنم. به نظرم دربرابر قلعه ذهنی شرلوک هولمز که هرچیزی سر جای خودش قرار گرفته، قلعه ذهنی من بیشتر شبیه به کمد آقای گوفی. بنابراین امیدوارم برای نوشتن مطلب بعدی این کمد رو مرتب کنم.
شما چطور؟ همیشه دوست داشتید درباره چه چیزهایی مطلب بنویسید که هنوز به خاطرش دست به کیبورد نشدید؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
دلنوشته ای به خداوند؛
مطلبی دیگر از این انتشارات
کلامی که از تیرکش دهان خارج شود
مطلبی دیگر از این انتشارات
برگی که زیستن را بلد بود