من مهسا هستم ،پرستارم ،عاشق کتاب خواندن و گاهی نوشتن
سراب

روز ها است که چیزی ننوشته ام.
تا گلوگاه پر میشوم از واژه ها
ولی .....ولی تا قلم بر دست میگیرم
یادت،پژواک صدایت ، همچون بادی, تمامی کلمات را از ذهنم پاک میکند.
من تهی شده از خود را چه درمانی است؟
جز عطر یاد تو.....
و تو ،تو کیستی که من اینگونه در طلبت ،همچون سرگشتگان در بیابان, پریشانم؟؟؟؟؟؟
من به سراب تو مبتلا شده ام.
و سراب زده را چه درمانی است ؟
جز ،جز غرق شدن در رویای سراب.......
مطلبی دیگر از این انتشارات
وقتی کسی دست به قلم می شود...
مطلبی دیگر از این انتشارات
ایمان!
مطلبی دیگر از این انتشارات
دفتر؟