من نوجوانی ام که در دنیای خیال با سازِ قلم، در کوچههای واژگان میرقصم و از دلِ کتابها و نغمهها، جهان را جاودانه میسازم :)
جوانه امید در خاک ستم
در پسِ فقر ، درد و غم
گرفتارِ رنج ، حسرت و خشم
برای ساختن ایرانی بهتر میجنگم
که دیگر فریادهایمان خفه ،
اعتراض هایمان سرکوب و
روحمان با زنجیر خفقان اسیر نشود .
که اعتراض هایمان را اغتشاش نخوانند .
با قلبی از زخم های عمیق
با تنی خسته
خسته از سرکوب
خسته از آزادی را آرزو کردن
با دستانی لرزان
جوانه امید را
در دل آن مادری میکارم
که پاره تنش
برای آرمان هایشان
برای وجدانش
به خیابان رفت
و دیگر برنگشت

البته گذشته از این ها کشورم چیز های جالبی هم دارد !
برای مثال
نه نظم دارد
نه امینت
حال اگر کسی به دنبال حق
به خیابان ها برود
میشود اخلالگر در نظم و امنیت ملی !
مطلبی دیگر از این انتشارات
شرعی ولی غیر قانونی
مطلبی دیگر از این انتشارات
فمینیسم حقیقی چیست؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
امید