ʀᴀᴢᴇɢʜɪ در شبانگاه ۴ هفته پیش - خواندن ۲ دقیقه سرور گریهی شام و سحر، شکر که ضایع نگشت / قطرهی باران ما گوهر یکدانه شد
ʀᴀᴢᴇɢʜɪ در شبانگاه ۲ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه آبان سنگدلتر از آتش؛ سوزانتر از دریا. با من بخوان ای دوست؛ از شور فرداها
ʀᴀᴢᴇɢʜɪ در شبانگاه ۴ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه شهرآشوب در چشماندازِ آرزوهای گذشته؛ «تو با تمام حادثهها فرق میکنی»
ʀᴀᴢᴇɢʜɪ در شبانگاه ۶ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه بانوی استعارهها معبر ذهنم، مأوایی برای تو متصور نیست.