نوشتن رو چون آرامگاهی میبینم و روح خسته در این مکان آرام میگیرد، نوشته هایم گاهی موزون و گاهی تراوش های ذهنی هستند...
این روزها

ما تلخ ترین حادثهی قرن زمینیم
افسوس که بر خود نرسیدیم و دویدیم
با کار فلان ابله نادان فریفتیم
در کنج خود از طاقت بیمار رمیدیم
دیدیم و نشد آخر این قصه هیاهو
هوییست دراین قافله، ما هم دمیدیم
مطلبی دیگر از این انتشارات
خنده های دختر|شعر
مطلبی دیگر از این انتشارات
اعجاز نگاهت
مطلبی دیگر از این انتشارات
خوانده ام