اکتفا

#اکتفا

در مسیر باد قدم می‌زدم،

و واژه‌ها از من سبز می‌روییدند.

گمان بردم

از خواب باران

به عشق شاعره‌ای رسیده‌ام

به تپش کلمه‌هایش،

به لرزش سپیده در نگاه دورش.

اما چون پایم به سرزمین خدایان رسید،

دیدم که دستانش،

در میان دستان آدم گره خورده بود،

و زمین

لبخندی زد بی‌صدا.

آنگاه دانستم،

عشق، راهی‌ست به سوی روشنایی،

نه تملک نوری در دستان کسی.

درختی شدم میان سکوت،

و به شعرهایش اکتفا کردم،

چون پرنده‌ای که در آسمانِ بی‌نام پرواز می‌کند.

#شاهرخ_خيرخواه۱۴۰۴/۱۱/۲۴