شاهرخ خیرخواه زاده۱۳آبان۱۳۵۷ازشهررشت،فارغ تحصیل مهندسی شیمی،نویسنده رمان مقاله وآرایه های ادبی
دگردیسی۲۲بهمن

#دگردیسی۲۲بهمن
دگردیسی گفتمان ۲۲ بهمن:
از ساندیس تا صف ایدئولوژیک سالها آیین راهپیمایی ۲۲ بهمن در نگاه بسیاری از مردم، نمادی از یک مشارکت صوری بود؛ حضوری همراه با بیاعتنایی، شوخی و نوعی خستگی تاریخی از تکرار مناسک رسمی.
در ادبیات روزمره، این مراسم حتی به «ساندیسی» شهرت یافته بود، کنایه از جنبهای رفاهی، غیرسیاسی و فرمایشی.
اما در سالهای اخیر، نشانههایی از دگردیسی در گفتمان این مراسم پدیدار شده است: مراسمی که پیشتر تهی از شور فکری مینمود، امروز تصویر صلبتر و ایدئولوژیکتری از خود ارائه میدهد.

این تغییر را میتوان نه حاصل مهندسی داخلی صرف، بلکه نتیجهی برهمکنش نیروهای بیرونی و درونی دانست.
نقش کنشهای بیرونی در بازسازی درونی تحقیر مداوم ارزشهای رسمی از سوی رسانههای غربی و نیز رفتارهای اپوزیسیون خارجنشین که بهجای گفتمانسازی، بیشتر به تمسخر و تقابل احساسی پرداختهاند، ناخواسته به بازتولید ایدئولوژی رسمی یاری رسانده است. اپوزیسیون در حقیقت بهجای ایجاد بدیل فکری برای نسل جدید، نقش «آینهٔ دشمن» را بازی کرده است؛ تصویری که با تحقیرهایش، حس تدافعی و همبستگی را در بدنهٔ داخلی فعال میکند.

در نتیجه، بخشی از جامعه برای تمایز از آن چهرهٔ غیرایرانی و بیریشهای که در خارج بازنمایی میشود، خود را به صف ۲۲ بهمن پیوند میزند.
ایدئولوژیک شدن و مفهوم "همبستگی واکنشی"این فرایند را میتوان نمونهای از پدیدهای دانست که در جامعهشناسی سیاسی با عنوان همبستگی واکنشی شناخته میشود؛ یعنی همبستگیای که نه از باور آگاهانه و برنامهٔ فکری، بلکه از دل تهدید و تحقیر شکل میگیرد. در این معنا، ۲۲ بهمن از سطح نمایش عبور کرده و به نمایش اراده هویتی تبدیل شده است.

اما این اراده، بیش از آنکه بر عقلانیت یا ایدئولوژی پایدار تکیه داشته باشد، بر واکنش عاطفی استوار است.
پیامدها و چالشهااز منظر راهبردی، نظام سیاسی توانسته از محیط متخاصم بیرونی برای تقویت انسجام درونی بهره ببرد.
ولی تداوم این انسجام منوط به تداوم همان تضاد است؛ یعنی بدون "دیگری"، این همبستگی فرو میپاشد.
از سوی دیگر، جامعهای که هویت خود را صرفاً در تقابل با دیگری تعریف کند، دیر یا زود از درون به خستگی و فرسودگی دچار میشود. در این میان، اگر گفتمان رسمی نتواند از این انرژی واکنشی برای ساختن یک نظام فکری تازه، اخلاقیتر و فراگیرتر استفاده کند، این جهش تنها موقتی خواهد بود.

در دگردیسی ۲۲ بهمن میتوان هم زایش را دید و هم زوال: زایش در بازتعریف معنا و بسیج نمادها، زوال در فرسایش گفتمان مخالف و ناتوانی آن در اقناع فکری. نیروی بیرونی که قصد تخریب داشت، دانسته یا نادانسته به سوخت بازتولید هویت رسمی بدل شد.
از این منظر، ۲۲ بهمن دیگر "ساندیسی" نیست؛ بلکه آیینهای از پویایی تضاد فرهنگی ایران معاصر است، جایی میان تحقیر و تجدید، میان شعار و هویت.

#شاهرخ_خيرخواه۱۴۰۴/۱۱/۲۲
مطلبی دیگر از این انتشارات
حقایق دروغین
مطلبی دیگر از این انتشارات
متنی که مانی خیرخواه درزادروز پدرش نوشت
مطلبی دیگر از این انتشارات
عروسک خیمه شب بازی