رو به آفتاب

دشمنان آمدند،

ابرهای باروت، تفنگ‌بار.

خلق ایستادند،

درختان جویبار، سرودخوان.

دخترک افتاد، گل پرچم،

پسر خندید، پروانه زخمی.

مردم نگریستند،

باران درد، باد خشم.

پرچم‌ها در خون شستند،

سبز برآمدند رو به آفتاب.

به خاطر مردگان،

آب می‌خواهم، چشمه پاک،

باد خیانت را ببرد،

دستان را بشوید،

در میدان سبز، یکی شویم.

#شاهرخ_خیرخواه

#شاهرخ_خیرخواه