شاهرخ خیرخواه زاده۱۳آبان۱۳۵۷ازشهررشت،فارغ تحصیل مهندسی شیمی،نویسنده رمان مقاله وآرایه های ادبی
برایش نام نگذاشته ام..

در ابتدا
آب بود،
پرندهای آبی بر نسترن.
مرغان مهاجر چون برگ
به روباه دل بستند.
و گناه
گونههای سرخ زیر ابر،
چشم فیروزه در خاک.
زمستان از گل گذشت،
بوسهها میدرخشند در باد.
عشق عریان بر رود
آغوشها به دشت میگشود.
ابرها رفتند،
برهوت پر کشید از خانه.
ناقوس جنگ زنگار بست.
کلمات رقصان به سبزه.
جهان کاسه خالی کنار چشمه،
آدمی سایه بر ایوان.
باد دریچه میشکافد،
آسمان عشق را به ریگ میبخشد.
شمشیر در دیگ باد،
پرندگان بیمار در غبار.
داس از گندم میپرسد:
گورستان آهن کجاست ؟.
از بلوط میآویزم
کلید شب در جیب خاک،غربت آمد،
پا نرست.
آه الهه، جنازهها زیر آسمان؟
بیا ای عشقم،
به دیاری دیگری برویم،
آب و درختی دیگر شاید،
به جهانی دیگر برویم.
#شاهرخ_خیرخواه
مطلبی دیگر از این انتشارات
عروس دریایی
مطلبی دیگر از این انتشارات
دروزی ها و بهایی ها
مطلبی دیگر از این انتشارات
آغوش