سایه ام را روی دیوار دوست دارم

#سایه_ام_راروی_دیواردوست_دارم

من

با جهان در گفت‌وگویم.

سایه‌ام را روی دیوار دوست دارم،

چون از نور زاده می‌شود.

آب را می‌فهمم،

وقتی از کنار سنگ می‌گذرد، بی‌کینه.

شاید اگر گربه‌ای آرام از خواب بیدار شود،

جهان از نو آغاز گردد.

من رنگ سبز را دیده‌ام

که در خزه‌ی خیس

به آرامی خدا را تلفظ می‌کند.

نمی‌دانم چرا،

اما هر بار که نخ و سوزنی کنار دستم باشد،

حس می‌کنم می‌توان جهان را وصله زد.

درخت بلوط را دوست دارم،

که در باد،

بی‌آن‌که درس دهد

می‌فهماند

ایستادن به تسلیم نزدیک‌تر است

تا مقاومت.

من برای هیچ‌چیز دنبال مقصر نمی‌گردم،

چون رودخانه هم نمی‌پرسد

چرا از کوه زاده شد.

در عشق

روز بی‌علت،

مهر بی‌مناسبت را می‌فهمم.

میان نظم و بی‌نظمی،

من جایی در میانم؛

جایی که برگ از درخت می‌افتد

و زمین

بی‌هیاهو

آن را می‌پذیرد.

شاید جهان دلیلی داشته باشد،

شاید فقط نفسی کشیده باشد.

من هر دو را دوست دارم.

#شاهرخ_خيرخواه۱۴۰۴/۱۱/۲۲