شاهرخ خیرخواه زاده۱۳آبان۱۳۵۷ازشهررشت،فارغ تحصیل مهندسی شیمی،نویسنده رمان مقاله وآرایه های ادبی
قرمز

#قرمز
در دلم
آب میجوشد،
کثیف،
از سنگریزههای کوچهی تنگ،
راه گم،
روحم چرخ میزند تو باد وحشی،
پروانهای از نور،
بالهایم پاره میشود.
اندوه تنم را میشوید،
رزها قرمز، قرمز خون تو رگهای بازم،
غروب میریزد رو سینهام،
خیس و داغ.
رنگینکمان مرده تو گلها،
خون میجوشد حالا،
بوسهها غرق جویبار خیال،
دانهدانه میپوسند رو پوست تنم.
خون از رز میچکد رو زمین،
تو دلم میماند، میسوزاند،
باد دست میکشد رو زخمها،
پارچهای از گوشت زنده میبافد.
عشق این خون را میفهمد؟
مرگ میآید،
نسیم داغ رو تن عریان،
جان تازهای زاده میشود؟
رزهای کامل از خاکستر کنار چشمه؟
نان تازه میخورم کنار جویبار،
عشق دریایی که مرا میبلعد،
غرقم میکند تو موجهای وحشی.عشق فریب داد،
سنگها زیر درخت فریاد میزنند:
حقیقتِ برهنه را،
تنها و خشن.
امید پر کشید، مرد،
خدا تو باد میپیچد،
مشعلِ جادهی خاکی را روشن میکند،
تا ببینم تنم را،
زنده، طغیانگر.
خیال عشق بیهوده بود،
بیگناهی تو سبزه له شد،
قلبم خدایی از نور و خون میسازد.
مرگ اگر مرگ باشد
عاشقان به باغ حادثه میدوند،
خوابیدهها تو باد برمیخیزند،
فریاد میزنند.آه، آفتاب!
عریان و ساده!
آب زلال،
رو تنم!
ماه نو،
ببوس سینهام!
دل کودکان، بشکاف تاریکی!
روح خشن سنگها،
له کن زنجیرها!
امروز لرزش آب تو رگهایم،
رزها بیرنگ،
بیرنگ چون زخم باز دردم،
خاطرهها شناور تو چشمهی خیال،
و من زاده میشوم،
از دل همین مرگ.
#شاهرخ_خیرخواه۱۴۰۴_۹_۵
مطلبی دیگر از این انتشارات
گریخت
مطلبی دیگر از این انتشارات
روز نجات
مطلبی دیگر از این انتشارات
هیچ نفسی درجنگ تازه نمیگرددمگرصلح پادرمیانی کند.. #شاهرخ_خیرخواه