مخمل گربه تنهایی های من

در این جهان که بر جان آدمیت دیگر ارزشی نیست

گربه عزیزتر از جانم امروز مرد..

۱۴۰۵_۲_۲۱

《بوی تن ت》

در سطر خاطرات 

به تو بازمی‌گردم، 

به آن خنده‌ای که گریه در حاشیه‌اش نفس می‌کشید، 

به آن روزی که دستانت، 

پنجره را تا بی‌نهایتِ غروب باز کرد. 

ای کاش زمان 

یک لحظه پشت شانه‌ام مکث می‌کرد، 

تا بوی تنت را دوباره از میان غبار 

بچشم، 

پیش از آن‌که بخندم 

به گریه‌ای که هنوز در چشمان من زنده است. 

#شاهرخ_خیرخواه