شاهرخ خیرخواه زاده۱۳آبان۱۳۵۷ازشهررشت،فارغ تحصیل مهندسی شیمی،نویسنده رمان مقاله وآرایه های ادبی
نامه

#نامه
مدتیست میخواهم نامهای بنویسم،
اما نه میدانم به که،
و نه کجا باید فرستادش.
جهان، بینشانیست؛
آدرسها در باد گم شدهاند،
و من هنوز در پیِ دستیام
که بخواند و بفهمد.
پس مینویسم،
برای هیچ،
برای همه،
و واژههایم را به جوی میسپارم؛
بگذار آب،
آنچه را من ندانستم، بداند.
عشق را میستایم،
نه آنکه پاسخم دهد،
بل آنکه مرا بیدار نگاه میدارد.
من عاشقِ خودِ دوست داشتنم
شاید این تنها شکلِ بودن باشد.
در شهری بارانی قدم میزنم،
با تنهاییام،
با صدای دریا
که چند خیابان آنسوتر
بیقرار میکوبد بر افق.
و هر بار به آسمان مینگرم
که ابری و ناشکیب است،
حس میکنم
هنوز چیزی در جهان هست
که میتواند پاسخ عشق باشد،
هرچند نامی ندارد.
ای یار خیالی، بشنو
شاید من تو را ساختهام
تا جهان،
اینچنین بیصدا نباشد
#شاهرخ_خيرخواه۱۴۰۴
#شاهرخ_خيرخواه۱۴۰۴/۱۱/۱۸
مطلبی دیگر از این انتشارات
رفت_نیامد_آمد
مطلبی دیگر از این انتشارات
اگر حوا فوت کند
مطلبی دیگر از این انتشارات
برای همه قربانیان امپریالیسم