دو حس متفاوت...

دوران کودکی من در جایی گذشت که دورتادور خانه مان پر از درختان میوه بود .درخت سیب ،گلابی ،انار ،آلو،توت،... .الان که دارم بر می گردم و کودکی ام را مرور می کنم ،می بینم که هیچ موردی نبوده که حسرت آن را بخورم .زمان ما_منظورم کودکی ام هست_نه تنها اینترنت و گوشی و دیگر وسایل ارتباط جمعی _البته به گستردگی امروز_نبود ،حتی تلویزیون هم با تعداد کم کانال و با برنامه های محدود ،سهم اندکی داشت.

من یا بهتر بگم ،هم دوره ای های ما ،با بازی های قدیمی مثل" دوز""،لی لی"،"هفت سنگ "،"خاله بازی" و.... سرگرم بودیم.معمولا هم با دوستان خودمون ارتباط صمیمی و بی ریا داشتیم.

سعی می کردیم بیشتر، بازی های گروهی انجام بدیم.در نتیجه روابط دوستانه مان بسیار مستحکم بود.اتحآد مون همیشه باعث می شد تا در برابر تیم رقیب ،بهتر عمل کنیم و بیشتر، بازی ها را ببریم.

آن روزها گذشت و من الان مادر دو تا پسر هستم .یکی ۱۵ و دیگری ۹ ساله!

دیگر از درختان میوه و بازی های قدیمی خبری نیست.یکی "لپ تاپ" دارد و دیگری "تبلت"!و البته، کلی "سایت" و "شبکه های تلویزیونی"و.....!

دیگر خبری از "دوست" _به معنای واقعی آن چیزی که من در کودکی از دوست ، تجربه کردم_ وجود ندارد.

پسر هام، که این روزها به خاطر کرونا در خانه هستند، البته بعد از درس خواندن و حضور مجازی در کلاس،که آن هم با تبلت و گوشی و.... می باشد،برای تفریح و سرگرمی،باز باید با همان گوشی و تبلت و لپ تاپ مشغول باشند.

آنها در شبکه های مجازی و سایتهای بازی ،با دوستان مجازی و به شکل مجازی، بازی مجازی می کنند.

اکثر بازی ها هم حس و حالی خشن ،همراه با بکارگیری آلات و ادوات جنگی است.

وقتی از من راجع به کودکی ام می پرسند و من جواب می دهم ،آنها می گویند که چه دوران کودکی بی مزه ای داشتی!چه بازی های بی مزه ای را انجام می دادی!این در حالی است که آنها تجربه حتی یک بازی گروهی را نداشتند!

دوستان آنها فقط از داخل کشور نیست ،گاهی در بازی با افرادی از کشور های مختلف و با زبانهای متفاوت ،بازی می کنند.دوستانی که حتی یکبار هم قیافه شان را ندیده اند!

شاید در این روزها و با این شرایط زندگی ،این روش ،تنها راه برای گذراندن وقت باشد.

البته ناگفته نماند که در این مدت که به خاطر کرونا در خانه ودر شرایط قرنطینه هستیم ،این امر اجتناب ناپذیر می باشد.

اینهمه را نگفتم که در آخر بگم که ،حس کودکی من بهتر بوده یا حس کودکی پسر هام!چون شرایط و زمان و مکانی که کودکی ام را سپری کردم ،زمین تا آسمان با الان تفاوت دارد!بازی های زمان ما واقعی ،دوستانمان واقعی،اسباب بازی هایمان واقعی؛بازی های پسرم مجازی،دوستانش مجازی و اسباب بازی هایش مجازی!!

دوست دارم الان که من مشغول نوشتن هستم و پسر هام در اتاقشان مشغول بازی مجازی و با دوستان مجازی ،حس شان ،حسی مثبت باشه!مثل من که به خاطر اینکه مجالی دست داده تا بنویسم ،حس مثبتی دارم!