آخرین ها

حقیقتا به کمبود عکس خوردیم
حقیقتا به کمبود عکس خوردیم

1. آخرین باری که قهقهه خنده زدی؟

موقع خوندن این تیکه از اخرین پست علی اقا:

«آخر ناجوانمردان چرا آشوب و اغتشاش، وقتی می‌شود به همه چیز عادت کرد و سوراخ ماتحت را به جماعت بالاسری کشورمان تقدیم کرد تا هرچه می‌خواهند در آن فرو کنند و ما دم برنیاوریم دیگر این همه خشونت چرا؟»

هنوزم تو خیابون راه میرم و یهویی میزنم زیر خنده🤣

۲. آخرین باری که زجه‌ی گریه زدی؟

تقریبا شیش ماه پیش موقع کات با اکسم، راستش نگاه میکنم ۸۰ درصد گریه های زندگیم تو طول اون رابطه بود😂

۳. آخرین باری که کسی رو بغل کردی؟

نیم ساعت پیش مملی رو گرفتم و تا حد ترکیدن فشارش دادم تا دیگه به اغتشاشگر نگه اختخاشخر!

۴. آخرین باری که به خودکشی فکر کردی؟

هیچ وقت! من از این زندگی یدونه بیشتر ندارم، ولی برای حل هرچیزی که باعث چنین فکری میشه کلییییی فرصت دارم

۵. آخرین باری که به ازدواج‌کردن/بچه‌دار‌شدن فکر کردی؟

همیشه جرو پلن هام بوده ولی خب ۲۳ ایشالا

۶. آخرین باری که احساس تنهایی کردی؟

اوممم، حدود شیش ماه پیش، چون ی نگا دور و برم کردم و دیدم همه روابطم رو از دست دادم.

۷. آخرین باری که احساس کردی دورت شلوغه؟

اون یک ماهی که گروه چنل مون خیلی فعال بود و کلییی پیام میرفت میومد.

۸. آخرین باری که داد زدی سرِ کسی؟

یادم نمیاد، به ندرت صدامو برای کسی بالا میبرم. خب کسی که ازش بدت میاد که ارزش فشار اوردن به گلوتو نداره، گذشته از اون اولین کسی که کنترلشو از دست میده دعوا رو میبازه. کسیم که دوستش داری رو هم اصلا سرش داد نمیزنی، نه؟

۹. آخرین باری که به یه نفر فحش دادی؟

والا بستگی داره به چه چیزی بگی فحش

اگه لعنتی و دهن سرویس و اینا فحشه روزی چند بار میگم، ولی غیر این به ندرت

۱۰. آخرین باری که احساس پوچی و بی هدفی کردی؟

حدود دو سال پیش که نتیجه کنکور دومم اومد و دیدم نه خیر بعیده چیزی که میخواستمو باهاش بیارم

۱۱. آخرین باری که احساس کردی بدبخت و فلک‌زده‌ای؟

با دیدن حوادث اخیر کشور، و اینکه هیچ کاری ازم بر نمیاد!

۱۲. آخرین باری که عاشق‌شدی(کاملاً دنیایی!)؟

اوممم، دو سال پیش شروع شد و نیم سال پیش تموم، فعلا هم عاشق اسب سفیدمم.

۱۳. آخرین باری که به خودت افتخار کردی؟

گمونم وقتی نتیجه گواهی نامه موتورم اومد و دیدم قبول شدم، بار اول! اخیش.

۱۴. آخرین باری که احساس کردی چقدر بدردنخور و بی‌عرضه‌ای؟

تقریبا هر بار ک نمیتونم چیزی رو تو برنامه روزانه ام تیک بزنم یکی تو خیالم میاد و بهم میگه، معمولا هم شخصیت های رمانایی که میخونم!.

۱۵. آخرین باری که حس مفیدبودن و کارآمدی بهت دست داد؟

یک ماهیه که این حسو ندارم. خب روزای تعطیل که تو خونه نمیشه هیچی یاد گرفت به لطف داداش کوچیکه ام، روزای دیگه هم مدام سر کارم، کی کار مفید کنم؟:/

۱۶. آخرین باری که از خط قرمزت رد شدی؟

اوممم، یادم نمیاد، خطوط قرمز من خیلی کم تعداد ولی خب خیلی خیلی پررنگن.

۱۷. آخرین باری که یه حال به خودت دادی؟

همین دیروز، دو تا بشقاب قرمه سبزی کشیدم و خوردم و به ریش رژیم و برنامه ورزشی خندیدم

۱۸. آخرین باری که شاد و سرزنده شدی؟

عااا، من معمولا مودم اینطوریه اخه، برعکسش دو هفته پیش بود که رفیقم ی کاری باهام کرد ک هنوزم با فکر بهش دلم میخواد از پنجره بندازمش پایین.

پ.ن: با تشکر از موسیو کریپتون بابت این چالش