موازی خوانی کتاب؛ خوب یا بد

دقیقا یادم نمی‌آید از چه زمانی موازی خوانی را شروع کردم ولی به گمانم باید همین یکی دو سال اخیر باشد.

البته آن موقع‌ها که دانشجو بودم موازی خوانی اجباری بود چون هر ترم درس‌های مختلف با کتابها و مقاله‌های مختلف داشتم و باید برای کسب نمره همزمان ظرف سه ماه همه را می‌خواندیم.

اما این موازی خوانی که می‌گویم، دلبخواهی است.

موازی خوانی در وهله اول کار اشتباهی به نظر می‌رسد چون تمرکز را از بین می‌برد، آدم را حواس پرت می‌کند و انگار بر تعداد دغدغه‌ها، مشکلات، آدم‌ها و رخدادهای پیرامونت اضافه می‌کند مثلا نمی‌دانی به مشکلات خودت فکر کنی یا به سرنوشت ایفی ژنی یا درخواست‌های عجیب آقای چیچیکوف یا باید مثل سهروردی همه اینها را بی‌اهمیت بدانی و بال بگشایی به عالم مثال و با جبرئیل به گفتگو بنشینی و وقتی آمدی روی زمین، پیکی به زابلستان بفرستی و رستم را به یاری بطلبی برای نبرد با اشکبوس و کاموس کشانی و خاقان چین... و آخر شب دوباره یادت بیفتد که باید به مشکلات خودت هم فکر کنی و دوباره فردا...

با همه اینها، چرا آدمها موازی خوانی می‌کنند؟

به نظرم مهمترین دلیل گرایش به موازی خواندن کتابها، نوسان حالات و روحیات آدم‌هاست، مثلا وقتی دلتان گرفته با وقتی که پرانرژی هستید و وقتی که ذهنتان آماده کشف و کلنجار رفتن و تحلیل است، با وقتی که دوست دارید از نقطه‌ای که در جهان واقعی در آن هستید فاصله بگیرید، یا مثلا وقتی جمله‌ای یا بیتی یا توصیفی از نویسنده‌ای می‌خوانید و حس می‌کنید اگر بقیه آثار او را بخوانید راهی نو در زندگی‌تان گشوده می‌شود یا...

همه این حال‌ها کتاب‌هایی با موضوعات گوناگون می‌طلبد.

به نظرم دومین دلیل موازی خوانی، داشتن احساس یک مهندس معدن است یا یک کاوشگر طلا در آلاسکا. مدام و متنوع می‌خوانی چون امید داری یکی دو تا از اینهمه کتاب، آنی باشد که برایت بماند، رفیق شوید، هم‌مسیر شوید و این دوستی، نقطه عطفی باشد در زندگیت.

آیا موازی خوانی خوب است؟

برای بعضی بله، برای بعضی نه.

بعضی دوست دارند و می‌توانند، بعضی دوست ندارند یا نمی‌توانند.

هیچ کدام هم بر دیگری برتری یا افتخار ندارد.

این‌ها نظر من بود راجع به موازی خوانی کتاب. نظر شما چیست؟

عکس با هوش مصنوعی ساخته شده
عکس با هوش مصنوعی ساخته شده