خاطرات

هر وقت منظره جالبی رو دیدم، عکس گرفتم

بیاید نگاهی به انها بندازیم

بچه گربه هایی که توی حیاط بودن یکیشون توی سبد جا خشک کرده بود

حمام گنجعلی خان و محوطه ای که داشت و مینا کاری نظرم رو جلب کرد

خانه هایی که همان دور اطراف محوطه بودن و کمتر کسی اونجا بود و من هم به دنبال موزه ای بودم که درش بسته بود و ناگهان در همچین محلی قرار گرفتم ( بسیار از این فضا های قدیمی لذت میبرم.)(حمام گنجعلی خان کرمان)

سگی که در ساحل خوابیده بود.

بستنی انار؟ یه همچین چیزی بود و جالب تر از اون مغازه اش بود که کاملا شکل انار بود.

دریا زیباتر از همیشه

سنگ های به نظر من عجیب و جالبی که کنار یک رودخونه بودن. و انگار با حالت کشسانی بهم وصل شدند.(اگر دیدید مراقب باشید تا زمین نخورید)

یک روز دیگر از انقلاب رفتن من.(یک سال میگذره)

اسمان واقعا زیبا بود (روزی در پارک لاله)

بازی کردن گربه های عزیزی که یکیشون کاملا وارد الاچیق شد و کوکو رو از سفره برداشت و برد.

دیدن دوستی مجازی و خوردن یخ در بهشت برای اولین بار(اونجوری نگاه نکنید من یکی دفعه اولم بود)

حیاط مدسه ام در دوره اول ابتدایی(اون زمان کلی بازی روی کف نقاشی کشیده بودن)

چیزی نمیگم خودتون ببینید(برای سه سال پیشه)

عاشق این مدل مغازه هام

نمیدونم دقیقا دلیل اشتراک گذاری این عکسم چی بود ولی مدت زمان زیادی به این کتابخونه میومدم و درس میخوندم.

سفره هفت سین.

بعد از مدت ها دیدن دوباره بستی سوتی و یاداور خاطرات

هیچی فقط گربه.

سوغاتی یک دوست از کربلا

چه مکانی بهتر از پارکینگ برای دیدار؟

این عکس رو کاملا اتفاقی وقتی که خواستیم به تهران برگردیم ولی کل تهران به طرز عجیبی ترافیک بود گرفتم(چندین سال پیش)

اخرین روز مدرسه(از هیچکدوم دیگه خبر ندارم)

سفره هفت سین دیگه ای(ماهیه نزدیک چهار سال بود که باهامون بود و یکی دو ماه بعد دیگه نبود)

عکسی که خیلی دوسش دارم (نوزاده منم)

خاطرات و خطرات (زمانی که قیمت بلیط هواپیما اونقدر هم نجومی نبود)

م