هیچ چیز،هیچگاه، آرام نیست،مگر برای احمق ها!

عنوان پُست را از کتاب «بنال وطن» نوشته ی «آلن پیتون»، ترجمه «سیمین دانشور» صفحه ٢٠۶ پاراگراف دوم گرفتم. این کتاب را در نوجوانی خواندم، در جوانی مرور کردم و حالا در میانسالی و در آستانه ی پیری دارم باهاش زندگی می کنم. موضوع کتاب گرچه مربوط به درد و رنج سیاهان آفریقای جنوبی و مبارزاتشان علیه حکومت آپارتاید و تبعیض نژادی و نژاد پرستی ِ سفیدپوستان است اما از نظر ماهیتی چندان بی ارتباط با شرایط فعلی کشورمان ایران، به نظر نمی رسد ! مگر نه آنست که در آن حکومت، اقلیتی سفیدپوست بر اکثریتی سیاه پوست، ظلم روا می داشتند؟! مگر نه این است که در آن حکومت تصميم گیران و سیاستگذاران جز منافع و مطامع خود و جز پایداری و تحکیم قدرت نامشروع خود، به چیزی نمی اندیشیدند و به خواسته های اکثریت سیاه پوست، پشیزی ارزش قائل نمی شدند؟! حالا گیرم که رنگ پوست ما ایرانیان سیاه نباشد چه توفیری می کند در حجم ِ ظلم و تبعیض و بیداد؟! باز جای شکرش باقیست که آنها «نلسون ماندلا» ی عزیز را داشتند که با تحمل زندان طولانی و شکنجه های جسمی و روحی ، ناجی شان بشود در رهایی از آن بیداد و ما آن را هم نداریم و همچنان اسیر بیداد!!!

ای آزادی! وقتی در آغوشت بگیرم، قطعا قدردانت خواهم بود، چون تو را آسان نیاوردم به دست!
ای آزادی! وقتی در آغوشت بگیرم، قطعا قدردانت خواهم بود، چون تو را آسان نیاوردم به دست!

در حوادث تلخ و دلهره‌آور اخیر، دست جمهوری اسلامی به وضوح پیدا بود، هم دستش، هم آستینش و هم مهره های شطرنجش! تفاوتش با حوادث سال‌های قبل این بود که در آن سال‌ها، سعی می کرد که هم ، بازی پنهانی باشد و هم دست و آستین و هم مهره‌های شطرنجش! و شاید به همین دلیل باشد که این بار، علیرغم چندین برابر شدن حجم تبليغات و نمایش های مسخره اش، نه تنها به باور عمومی مردم به صداقت نظام، چیزی افزوده نشد بلکه بسیاری از طرفداران قبلی و حتی خودی های نظام هم به شک افتادند و به این شبهه که نظام، عزم راسخ دارد که به هر بهانه ای، ملت را قربانی کینه توزی های دیرینه اش با آمریکا و اسرائیل نماید و اسمش را بگذارد اقتدار و مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی!!! 😔😭😅 این را به وضوح می توان از سخنان مکرر رهبر ِ رژیم ِ آپارتايدی و تأکیدش بر ادامه سرکوب و شدت عمل علیه معترضین و به زعم خودش اغتشاشگران و تروریست ها، خواند!!! و حال آنکه مردم ایران در این لحظات تلخ و سنگین به جای تهدید و ارعاب، نیاز حیاتی دارند به دلجویی و آرامش و امید به بهبود اوضاع و احوال شان هرچند اندک و ناچیز! و شاید به همین دلیل باشد که این بار، این امید دارد تقویت می شود که هر آن، احتمال دارد که پیاده ی سیاه، سفید سواره را شهمات کند!!!🤔🫢😒😡

سسوارهراراشهمات کند!!! سواره را شهمات کند! 🤔☺️