میبینم آن شکفتن شادی را
چرندیجات قسمت هزارم

درود بر دوستان عزیز این چند وقت فکرای عجیبی توی سرم گذشت و اینکه گفتم همینطوری بیام اینجا بنویسمشون :
1 ) ناکامی ها : شما هم احتمالا یه سری نقطه های نرسیده توو زندگیتون دارید که سر نرسیدن بهشون سرکوفت زیاد خوردید یا خودتون به خودتون سرکوفت زدید , من درباره یه سری بخشای زندگیم به طرزی عجیبی دچار حساسیت شدم یعنی یه سری خلا ها در جهانم حس میکنم و به محض برخورد باهاشون دچار یه نوع حس گندابی میشم انگار یهو در وجودم چیزی سیاه میشه و ذهنم یهو دچار ضد حال میشه نمیدونم من راسل یا چخوف نیستم بتونم خیلی خوب ینو توضیح بدم ولی همینه که هست بعد چیز عجیبی که اینجا وجود داره ذهن منه که همیشه در حال جستن دلایلی برای تلاش نکردنه اینم نکته جالبیه بعد که حالا ببه اون نقاطی که برای رسیدن بهشون به طرز تحمیلی که از جانب ذهنم بوده تلاش نکردم بعدا دچار عذاب وجدان سرکوب شده میشم یعنی یهو عذاب وجدان میگیرم بعد سرکوبش میکنم در حالت کلی خیلی برام مهم نیست به جاهایی که نرسیدم ولی گاهی تو ذهنم که میاد شاید آزار دهندس
2) خیالبافی : من گستره علایقم خیلی وسیعه بعد هر زمان در برهه های(املاش ؟) زمانی مختلف دچار علایق و فاز های مختلفی هم میشم حالا وارد جزییات نمیشم یعنی خلاصه بگم مثلا یه زمان دوست دارم مثلا خلبان بشم بعد زمان دیگه میگم کاش مثلا مدیر بود زمان بعدش میگم کاش فلان بودم این هی تغییر میکنه و هی در من نقاط سیاه به وجود میاره نمیدونم میشه بهش حسادت گفت یا نه ولی مثلا اگر کسی رو در اون شغل ببینم احتمالا نوعی نکامی و خلا در وجودم حس میکنم و یکهو انگار که بیگانه با خودم شده باشم سعی در سرکوب خودم میکنم ولی خب شما بگید کسی میتونه در آن واحد هم خلبان باشه هم پزشک باشه هم کارگردان , نمیتونه دیگه اینم داستانیه داخل ذهنم
3) پذیرس بقیه و بحث نکردن : من خیلی آدم بحثی هستم حالا یعنی چی یعنی خیلی دوست دارم با بقیه بحث کنم ولی چند وقته اینو گذاشتم کنار میگم بزار هر چی میخواد بگه بگه , مثلا تو این اعتراضات خیلی حرص میخوردم و میخواستم خزعبلات بعضی دوستانو جواب بدم که منجر میشد به بحث و دعوا بعد الان دارم میگم خب بعضیا خودشونو به خواب زدن بحثت چیه بنده خدا بزار هر چی میخوان بگن حالا منم این وسط هی حرص بخورم چی بشه
4) همونطور که میدونید من به چخوف خیلی علاقه داشتم ولی الان دیگه ندارم , نمیدونم چرا یهو از طرف بریدم حالا دلیلش چیه نمیدونم تو زندگی جتماعیم هم همینم یعنی یهو از یکی میبرم پس اگه دوستمی حواستو جمع کن اذیت کنی میبرم آره , پذیرش رو دوست دارم ولی بریدن هم باحاله
5) بعضی ویژگی های شخصیتی آدم داره مثل کاراکتر ونوم یهو داری زندگی میکنی به علت غلیان احساسات اون ویژگی هم یهو میزنه بیرون بعد کاریشم نمیتونی کنی اکثرا سعی میکنن پنهانش کنن یا بزنن تو سرش یا چمیدونم بروزش ندن ولی این درباره من صدق نکرد هر چی بیشتر اون ویژگی ها رو پنهان میکنم بیشتر تبدیل به وحشتم میشن و بیشتر باعث میشن با دیدن اون ویژگی در دیگران ازشون متنفر میشم همون که یونگ میگه تنفر از بقیه بازتابی از خودته اینم برای من کارکرد از هر چی تو بقیه متنفرم دقیقا از همون جانب از خودم متنفرم
6) حالا پیرو بحث 5 این چند وقت تو بقیه دقت کردم هر چقدر یه ویژگی بد یا خوب تو دیگری برات بیشتر بولد باشه یعنی از همون جا درباره خودت داری ضربه میخوری حالا اسمشو نزاریم ضربه بگیم مثلا از همون ویژگی درباره خودت بدت میاد مثلا من یکی رو میشناسم این هر کی رو میدید همون اول درباره دماغ طرف نظر میداد فلانی دماغش خیلی قشنگه نه خیلی زشته بعد بعدا فهمیدم این از دماغ خودش بدش میاد و قصد عملشو داره برای همون انقدر بولد بود براش یا یکی دیگه از قد بقیه ایراد میگیره میبینی درباره قد خودش احساس بدی داره یا هر چی اینم داستان جالبیه در واقع آدم باید یه چیزی رو در خودش دیده باشه ابتدا تا بعد بتونه در دیگری هم ببینش بعلهههه
خب ازینا بگذریم باید بگم این چند روز واقعا سخت گذشت اتفاقات وحشتناکی افتاد , با آدمای خیلی ... سروکار داشتم حتی تو همین ویرگول اما گذشت به هر حال(خداروشکر دکمه بلاک کردن تو این سایت وجود داره )

چند تا کتاب اخیرا خوندم گفتم معرفی کنم شما هم بخونید :
1) رنج های ورتر جوان = اینو بخونید تروخدا اینو بخونید اگر جوان هستید چند بار بخونید مثل خودم , ناپلئون بناپارت هفت بار این کتابو خونده .
2 ) باغ آلبالو = اینو هنوز کامل نخندم ولی جالبه کلا چخوف خیلی استاده از دل اتفاقات روزمره زندگی داستان شاهکار بیرون بیاره دمش گرم

خب فیلم هم معرفی میکنم :
1)پله آخر = این فیلم ایرانیه جالبیه ببینیدش حتما اقتباسیه از کتاب مرگ ایوان ایلیچ کلا از شخصیت علی مصفا خوشم اومده خیلی انگار شبیهمه کلا تو همه فیلماش یه فیلم دیگه هم ازش دیدم «چیز هایی هست که نمیدانی»اونم خیلی خوب بود
2) بی حسی موضعی = اینم باز ایرانیه و خیلی خوب بود البته بهتر میتونست باشه.
3 ) ایرما خوشگله = این یه فیلم از بیلی وایلدره که خیلی قشنگه اینم ببینید

موسیقی ؟
جدیدا گروه بمرانی رو خیلی علاقه کردم بهشون واقعا عالین موسیقیاشونو حتما گوش بدید هم شعر های جالبی داره و هم سبک متفاوتی ارائه داده
همیشه دوست داشتم این سبک پستامو به صورت پادکست بسازم و توش فیلم و کتاب معرفی کنم ولی اینم فعلا جز اون ناکامی های ذهنمه.
به قول بهرام: «فقط آزاد باش مهم نیس که به چی اعتقاپد داری »
پ.ن : انتظار عکسای مرتبط ازم نداشته باشید چون اینترنتا رو زدن ترکوندن کاریش نمیشه کرد
پ.ن 2 : یه کمپین بزنیم باهم صاحب یه اپلیکیشنی رو از اپلیکیشن خودش بن کنیم اینم ایده جالبیه
پ.ن 3: امیدوارم زنده باشید فقط و زنده بمونیم فعلا چون سخته تو ایران زنده موندن , تو ایران همین که زنده ای خیلی حرفه
پ.ن4 : پست رو دوباره نخوندم ویرایشش کنم اگه غلط املایی یا غلط مفهومی چیزی داخلش بود دیگه ببخشید .
مطلبی دیگر از این انتشارات
عنوانی ندارم!
مطلبی دیگر از این انتشارات
ترکیبی پر رو از همه چی
مطلبی دیگر از این انتشارات
عکس نیست برا من فیلمه..