fatima
بهار مجموعه
درخت های یاس شکوفه داده اند و عطر مست کننده شان تمام حیاط مجموعه را پر میکند ، با رنگ یاسی گلبرگ هایشان زیر نور آفتاب برایم خود نمایی میکنند ، انگار میدانند چقدر منتظر دیدارشان بودم و حال زیبایی و عطر شان را به این منتظر با کمی چاشنی ناز هدیه میدهند . گل های زنبق هنوز گل نکرده اند و گرمای بیشتری می طلبند برای رخ نمودن گل های بنفش رنگ شان ، هنوز گلبرگی که از سال گذشته از آنها به یادگاری برده ام را دارم و هربار مرا یاد آن اردیبهشت میندازد .
آه اردیبهشت ... به یقین که تو از جنس بهشتی ، زیبا و شاعرانه ... ای کاش تمام شاعران برای تو شعر می سرودند و تمام هنرمندان و نقاشان فقط از تو میکشیدند که تو شعر و نقاشی دوست داشتنی خدایی .
از درخت چغاله مجموعه نگفتم ... در قسمتی از مجموعه است که امسال کسی معمولا آن طرف ها نمیرود و خوشا به حال من که زیر سایه اش و با عطر بهار تمام لذت وجودش را از آن خود میکنم ، چغاله هایش لذیذ ترین میوه های جهان اند ... در اردیبهشت برگ هایش رنگ سبز عجیبی را به خود میگیرند ، آنقدر حیرت انگیز و زیبا که نمیتوانم چشم از آن بردارم ... از باغچه کنار درخت چغاله بگویم ... سبز است . با گل های زرد خودرو ... میتوانم یک صندلی زرد بگذارم و ساعت ها با درخت چغاله و باغچه کنارش صحبت کنم ، برایشان شعر بخوانم و انها با رنگ سبزشان برایم دلبری کنند .
هوای خنک و تازه اول صبح مجموعه ، همیشه روحم را طراوت میبخشد ... دقیقا یک سال پیش بود که میتوانستم صبح ها در زمین چمن مجموعه بدوم و تمام نگرانی هایمان را به دست بهار بسپارم .
بهار من را به یاد کوه و دریاچه و دشت نمیندازد ، اسم بهار که میاید یاد مجموعه می افتم . مجموعه ای که برای من خاطر انگیز ترین و عزیزترین و دوست داشتنی ترین مکانِ این شهر است .







پ ن : امیدوارم کامنت ها زودتر درست شه .
مطلبی دیگر از این انتشارات
بیایید عکس بزاریم
مطلبی دیگر از این انتشارات
خلاصه دی 1404
مطلبی دیگر از این انتشارات
چرندیجات قسمت هزارم