ارائهدهنده راهحلهای بازاریابی و افزایش فروش
سنگ بزرگ علامت نزدن است؛ چرا کمالگرایی سمی ، سازمان را دچار رخوت میکند؟
گاهی در جلسات مشاوره با شرکتهای متوسط و بزرگ، یک الگوی تکراری دیده میشود: تیمها سالها درباره ابزارها و فرآیندهای ضروری صحبت میکنند، اما هیچ اقدام عملی شکل نمیگیرد. دلیل اعلامشده معمولاً «نبود منابع کافی» یا «شرایط نامناسب بازار» است. اما بررسی عمیقتر نشان میدهد ریشه جای دیگری است: اشتباه گرفتن بلوغ با کمالگرایی سمی
بلوغ یا کمال؟ اشتباهی رایج
گوگل را در نظر بگیرید. اکوسیستمی که امروز میبینیم، حاصل بیست و چند سال تکرار «سنگ کوچک برداشتن و زدن» است. اگر قرار بود از روز اول، تمام اجزای این ماشین عظیم با بالاترین استاندارد ممکن طراحی شود، این هواپیمای سنگین هیچوقت از زمین بلند نمیشد. گوگل قدم به قدم بالغ شد؛ نه یکباره به کمال رسید.
در سطح سازمانی، این جمله معنای عینی دارد: شرکتی که منتظر شرایط تمام و کمال انجام یک پروژه میماند، در عمل هیچ پروژهای را شروع نمیکند.
ایدهآلگرایی سمی؛ نشانه ترس یا ریسکپذیری پایین
بسیاری از شرکتها سالهاست درباره CRM صحبت میکنند اما CRM ندارند. درباره دادهمحوری صحبت میکنند اما یک داشبورد ندارند. درباره برندینگ صحبت میکنند اما یک گام عملی در این زمینه برنداشتهاند. درباره توسعه بازار صحبت میکنند اما بانک اطلاعات مشتریانشان ناقص است.
در موارد متعددی، دلیل این وضعیت کمبود دانش یا نیروی متخصص نیست. دلیل اصلی گرفتار شدن در ذهنیت «سنگ بزرگ» است: «اگر قرار است انجام دهیم، باید بهترین در صنعت باشد.» نتیجه عملی این ذهنیت هم معمولاً یک کلمه است: انجام نمیشود.
چرا برندگان زودتر سنگ کوچک را برمیدارند؟
بررسی شرکتهایی که در بلندمدت برتری بازار را به دست آوردهاند، نشان میدهد هیچکدام از نقطه صفر با محصول یا فرآیند کامل شروع نکردهاند. آنها زودتر از رقبا اولین سنگ کوچک را برداشته و زدهاند. بعد سنگ بعدی را. بعد سنگ بعدی را. این الگو در شرایط اقتصاد ایران حتی حیاتیتر هم میشود. با نوسانات ارز، تحریمها و عدم قطعیتهای سیاسی، کسی که منتظر «شرایط ایدهآل» بماند، تا ابد معطل میماند.
زیرساختهای مستقل از شرایط سیاسی و اقتصادی
ارزشمندترین اقدامی که هر شرکتی میتواند امروز انجام دهد، ساختن زیرساختهایی است که وابستگی حداقلی به متغیرهای بیرونی دارند. لیست این زیرساختها مشخص است: مدیریت دانش، CRM، مستندسازی فرایندها، داشبوردهای مدیریتی، بازاریابی دادهمحور، تولید محتوای مستمر، سئو با دیدگاه بلندمدت، آموزش نیروها و نظام گزارشدهی.
اگر شرایط سختتر شود - که به نظر میرسد خواهد شد- اینها به بقا کمک میکنند. اگر شرایط بهتر شود، به رشد سریعتر. در هر دو حالت، ضرر نکردهاید.
از بهترین بودن به بالغتر شدن
حرکت درست این است: هدف شرکت «بهترین بودن» نباشد. هدف «بالغتر شدن» باشد. شرکتی که هر فصل چند گام مشخص به بلوغ عملیاتی و بازاریابی خود اضافه میکند، در بلندمدت از شرکتی جلو میافتد که سالها با یک سنگ بزرگ در بغل، منتظر پروژهای کامل و بینقص مانده است.
به زبان ساده: کمالگرایی سّمی دشمن اجراست. بلوغ تدریجی، موتور پیشرفت است. همان ضربالمثل معروف را با خودتان مرور کنید: سنگ بزرگ نشانه نزدن است.
و کلام آخر
شاید این صحبتها در شرایط دشوار امروز، به نظر برخی غیرعملی یا حتی نشدنی بیاید. اما اگر واقعبین باشیم، شروع در هر زمانی سخت بوده. شاید امروز سختتر از گذشته، اما یادمان باشد که فردا سختتر از امروز خواهد بود.
برای مطالعه تحلیلهای بیشتر در این زمینه، به وبلاگ من مراجعه کنید.
علی جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و برندسازی
مطلبی دیگر از این انتشارات
خون نحس تلاش جان کریرو برای رسوا ساختن دروغ های استارت آپ ترانوس
مطلبی دیگر از این انتشارات
تبلیغات محیطی مایکت ، آغاز نبرد زمستانی بازاردارها!
مطلبی دیگر از این انتشارات
خواهش می کنم خواهش نکنید ممنونم! حتی شما دوست عزیز