مهندس صنایع-ارشد کارآفرینی-کوچ منتور و متخصص تحلیل، عارضه یابی و سیستم سازی در کسب و کار - متخصص توسعه کسب و کارهای نوپا
ارتباط سبکهای مدیریت و هرم نیازهای مازلو

مقدمه
مدیریت و رهبری در سازمانها نقش اساسی در انگیزش، کارایی و رضایت کارکنان دارند. سبک مدیریتی–یعنی نحوهای که مدیر با زیردستان خود تعامل میکند، تصمیم میگیرد، اعتبار و اقتدار را اعمال میکند یا فضا برای مشارکت فراهم میکند–میتواند تعیین کند که چگونه نیازهای کارکنان برآورده شود و در نتیجه چطور انگیزه و تعهد شکل میگیرد. از سوی دیگر، هرم نیازهای مازلو چارچوبی فراهم میکند تا بفهمیم انسانها چه نیازهایی دارند و در چه ترتیبی این نیازها بر رفتار و انگیزش آنها تأثیر میگذارد. ترکیب این دو حوزه (سبک مدیریت + سلسله مراتب نیازها) به مدیران این امکان را میدهد که با آگاهی از نیازهای طبیعی انسان، سبک مدیریتی مناسب را برگزینند و انگیزش مؤثر ایجاد کنند.
در این مقاله ابتدا به معرفی و توضیح برخی از سبکهای مدیریت میپردازیم، سپس با تکیه بر هرم مازلو، تحلیل میکنیم که چگونه هر سبک مدیریت میتواند در تأمین نیازهای انسانی نقش داشته باشد و نیز بنگریم کدام سطوح از هرم — و در نتیجه کدام نیازها — تحریک و برانگیختگی ارزشآفرینتر و بلندمدتتر میآورند.
---
تعریف کوتاه و مروری بر سبکهای مدیریت
«سبک مدیریت» به شیوهای گفته میشود که مدیر نسبت به تیم یا سازمان خود اعمال قدرت، هدایت، تصمیمگیری و تعامل میکند. این سبک بر اساس عوامل متعددی مانند فرهنگ سازمانی، ماهیت کار، ویژگیهای افراد تیم، شرایط محیطی و شخصیت مدیریت انتخاب میشود.
چند سبک رایج در مدیریت عبارتاند از:
سبک اقتدارگرا (Autocratic / استبدادی): در این سبک، مدیر تصمیمات را به تنهایی میگیرد و نظارت دقیق بر اجرای آنها دارد؛ مشارکت زیردستان معمولاً اندک است.
سبک دموکراتیک (Democratic / مشارکتی): مدیر با کارکنان مشورت میکند، نظر و پیشنهادشان را میشنود و تصمیمگیری را همراه یا با مشارکت آنان انجام میدهد. این سبک بر احساس مسئولیت، مشارکت و تعلق تأکید دارد.
سبک لایسِز-فِر (Laissez‑Faire): مدیر دخالت مستقیم در امور روزمره ندارد، به کارکنان استقلال میدهد و صرفاً منابع یا چارچوب کلی را فراهم میکند؛ تیم خود میتواند تصمیم بگیرد و عمل کند.
سبک «تعاملی / تراکنشی» (Transactional): مدیر با استفاده از سیستم پاداش و تنبیه هدایت میکند؛ اگر کارکنان به اهداف برسند پاداش میگیرند و در صورت عدم انجام کار یا خطا، تنبیه یا بازخورد منفی وجود دارد. تأکید بر عملکرد، انضباط و دستیابی به نتایج مشخص است.
سبک «تحولی / ترنسفورمیشنال» (Transformational): مدیر نقش الهامبخش و انگیزنده دارد، سعی میکند با انگیزه درونی، بالابردن خودآگاهی و احساس ارزشمندی در کارکنان، آنها را به رشد، نوآوری و عملکرد فراتر از حد معمول ترغیب کند.
مدلهای نظری نیز وجود دارند — برای نمونه مدل شبکه مدیریتی (Managerial Grid) — که بر میزان توجه مدیر به «کارها» (productivity) در مقابل «افراد» (people) تأکید میکنند؛ در این مدل، بهترین حالت زمانی است که هم کارها به خوبی مدیریت شوند و هم مردم مورد توجه و حمایت قرار گیرند.
---
هرم مازلو: معرفی و سطوح آن
آبراهام مازلو (Abraham Maslow)، روانشناس انسانگرا، در سال ۱۹۴۳ نظریهای مطرح کرد با عنوان «هرم سلسلهمراتب نیازهای انسان» که بعدها بهعنوان یکی از پایههای نظریههای انگیزش شناخته شد.
در مدل اصلی مازلو، پنج سطح نیاز وجود دارد (از پایین به بالا):
1. نیازهای فیزیولوژیکی (Physiological needs): نیازهای اولیه برای بقا مانند غذا، آب، خواب، سرپناه، سلامت و …
2. نیازهای ایمنی (Safety needs): احساس امنیت و ثبات در زندگی؛ امنیت شغلی، سلامت، ثبات مالی و محیط امن.
3. نیازهای اجتماعی / تعلق و عشق و ارتباط (Love and Belonging needs): احساس تعلق، صمیمیت، دوستی، پذیرش اجتماعی، رابطه با خانواده و همکاران و گروه اجتماعی.
4. نیاز به احترام و ارزشمندی (Esteem needs): احساس ارزش فردی، احترام دیگران، اعتماد به نفس، احساس شایستگی، جایگاه اجتماعی، قدردانی و موفقیت.
5. نیاز به خودشکوفایی (Self‑actualization): رشد فردی، شکوفا کردن تواناییها، تحقق پتانسیل، خلاقیت، خودفراتروری و معناجویی.
مازلو بر این باور بود که معمولاً نیازهای سطح پایینتر — نیازهای اساسیتر — باید تا حدود قابل قبولی تأمین شوند قبل از اینکه فرد بتواند تمرکز بر نیازهای بالاتر داشته باشد.
با این حال او هم تأکید میکرد که این ترتیب «نسبی» است؛ یعنی لزوماً تمام نیازهای یک سطح باید ۱۰۰٪ برآورده شوند تا نیازهای سطح بعدی فعال شوند؛ بلکه وقتی نیازهای پایینتر تا حدودی تأمین شدند، گرایش به سمت نیازهای بالاتر ممکن است پدیدار شود.
---
ارتباط بین سبکهای مدیریت و هرم مازلو
حال که هم با سبکهای مدیریت و هم با هرم مازلو آشنا شدیم، میتوانیم تحلیل کنیم که هر سبک مدیریت چگونه میتواند در تأمین کدام سطح از نیازها مؤثر باشد و چه پتانسیلی برای انگیزش و رضایت بلندمدت ایجاد میکند. در ادامه، به چند سبک برجسته میپردازیم و نقش آنها را در ساختار نیازهای انسانی روشن میکنیم.
سبک «تعاملی / تراکنشی» (Transactional)
این سبک، مبتنی بر پاداش و تنبیه است. مدیر به کارکنان پاداش مالی یا غیرمالی میدهد اگر وظایف محوله را به موقع و با کیفیت انجام دهند؛ در غیر این صورت تنبیه یا بازخورد منفی خواهد بود.
در چارچوب هرم مازلو، این سبک عمدتاً بر نیازهای پایینتر تمرکز دارد: نیازهای فیزیولوژیکی و امنیتی (مثلاً توانایی تأمین معیشت، امنیت شغلی)، و در صورتی نیاز باشد، میتواند بخشی از نیاز به احترام (اگر پاداش و قدردانی وجود داشته باشد) را برآورده کند. همانطور که مطالعات انگیزش در سازمانها نشان دادهاند، مدیرانی که از سبک تراکنشی استفاده میکنند معمولاً کارها را با اجرای دقیق، کنترل و انگیزه بیرونی راهبری میکنند.
مزیت: در موقعیتهایی که وظایف روشن، مشخص و قابل سنجش هستند (مثلاً کارهای روتین، تولید، کار اداری ساده) این سبک میتواند کارایی و بهرهوری را تضمین کند.
محدودیت: این سبک خلاقیت، نوآوری، تعلق قلبی به سازمان و رشد بلندمدت افراد را تقویت نمیکند. وقتی افراد صرفاً به خاطر پاداش بیرونی کار میکنند، انگیزه درونی شکل نمیگیرد و در بلندمدت رضایت و تعهد کاهش مییابد.
به این ترتیب، سبک تراکنشی تا زمانی که نیازهای اولیه تأمین نشدهاند یا نقش اجرای دقیق و کارآمد در سازمان مهم است، میتواند مؤثر باشد. اما اگر هدف رشد، نوآوری، توسعه فردی یا انگیزش بلندمدت است، این سبک به تنهایی کافی نیست.
سبک «اقتدارگرا (استبدادی)»
در این سبک مدیر کنترل کامل دارد، تصمیمات بدون مشارکت زیردستان گرفته میشوند، و احتمالاً تأکید بر رعایت دقیق دستورها، انضباط، نظم و سلسلهمراتب است.
این سبک نیز عمدتاً میتواند نیازهای فیزیولوژیکی و امنیتی را در شرایط خاص تأمین کند (مثلاً امنیت شغلی، نظم، ثبات نسبی). اما معمولاً فضای تعامل، ارتباط، تعلق، اعتماد و احترام – که برای سطوح میانی هرم مهم هستند – فراهم نمیشود.
نتیجه: چنین سبکی ممکن است در شرایط بحرانی، بحران یا زمانی که نیاز به انضباط، کنترل دقیق و هماهنگی سریع باشد، کارایی داشته باشد. اما در بلندمدت برای انگیزش انسانی، رضایت کارکنان و رشد شخصی نامناسب است. احتمال خستگی، بیانگیزگی، نارضایتی یا خروج از سازمان وجود دارد.
سبک «دموکراتیک / مشارکتی»
مدیر با کارمندان مشورت میکند، تصمیمگیری تا حدی مشارکتی است، فضا برای ابراز نظر، تعامل و مشارکت فراهم است.
این سبک بیشترین ظرفیت را برای تأمین نیازهای اجتماعی (تعلق، ارتباط، همکاری) و نیاز به احترام و ارزشمندی (Esteem) دارد. وقتی افراد احساس کنند صدایشان شنیده میشود، نظر و نقش آنها مهم است، در تصمیمگیری سهیماند و به عنوان بخشی از تیم ارزشمند تلقی میشوند، تعلق و احترام شکل میگیرد. همچنین مشارکت در تصمیمات و احساس ارزشمندی میتواند عزت نفس و اعتماد به نفس را تقویت کند.
این فضا امکان رشد روانشناختی و همدلی و احساس تعلق ایجاد میکند، که زمینه را برای حرکت به سوی خودشکوفایی فراهم میکند—به ویژه اگر مدیر فرصتهایی برای مشارکت، رشد فردی، یادگیری و خلاقیت بدهد.
نتیجه: سبک دموکراتیک/مشارکتی یکی از مؤثرترین سبکها برای سازمانهایی است که قصد دارند انگیزه درونی، رضایت کارکنان، مشارکت، خلاقیت و تعهد بلندمدت ایجاد کنند.
سبک «لایسِز‑فِر (Laissez‑Faire)»
در این سبک مدیر دخالت کم دارد، استقلال زیادی به کارکنان داده میشود و خودشان تصمیم میگیرند.
این استقلال اگر با توانمندی، بلوغ، اعتماد و مهارت همراه باشد، میتواند نیاز به احترام و خودشکوفایی را تقویت کند — فرد احساس میکند اعتماد وجود دارد، مسئولیت دارد و میتواند خلاق باشد. همچنین ممکن است تعلق و روحیه مشارکتی بین همکاران شکل گیرد.
اما اگر تیم کمتجربه یا بدون حمایت باشد، فقدان راهنمایی، سرپرستی و ساختار ممکن است منجر به سردرگمی، بینظمی یا کاهش کارایی شود. در آن صورت نه تنها نیازهای بالاتر برآورده نمیشوند، بلکه نیازهای پایینتر نیز ممکن است به درستی تأمین نشوند.
نتیجه: سبک لایسِز‑فِر میتواند در محیطهای حرفهای، خلاق و خودگردان مؤثر باشد؛ اما نیاز به بلوغ فردی، اعتماد و چارچوب مناسب دارد.
سبک «تحولی / ترنسفورمیشنال» (Transformational)
مدیر تلاش میکند الهامبخش باشد، با انگیزه درونی و رشد فردی کارکنان کار کند، ارزشها، معنا، چشمانداز و اهداف بزرگتر ارائه دهد. این سبک فراتر از پاداش مادی و کنترل است؛ بر انگیزش درونی، تعلق قلبی، خلاقیت، توسعه فردی و سازمانی تأکید دارد.
در رابطه با هرم مازلو، این سبک بهترین گزینه برای تحقق نیازهای میانی (تعلق، احترام) و نیاز به خودشکوفایی است. وقتی مدیر اعتماد، ارزش، معنی و مسیر رشد و یادگیری در اختیار کارکنان میگذارد، کارکنان نه فقط برای پول یا امنیت، بلکه برای رشد شخصی، تحقق پتانسیل، خلاقیت، یادگیری و احساس مشارکت در چیزی بزرگتر انگیزه پیدا میکنند.
مطالعات اخیر نیز نشان دادهاند که سبک رهبری تحول آفرین همراه با تفویض اختیار (delegation) میتواند کارایی، انگیزش و رضایت تیم را بالا ببرد.
نتیجه: اگر هدف سازمان، نوآوری، یادگیری، خلاقیت، توسعه بلندمدت افراد و تعهد به مجموعه است — سبک ترنسفورمیشنال بهترین انتخاب است.
---
کدام سطوح از هرم مازلو ارزشآفرینتر و مؤثرترند؟
با توجه به تحلیل بالا، میتوان گفت:
تأمین نیازهای پایینی (فیزیولوژیکی و امنیتی) برای بقا و عملکرد اولیه ضروری است؛ اگر این پایهها نباشد، ذهن و انرژی فرد صرف تأمین آنها میشود و امکان تمرکز بر رشد، خلاقیت و تعهد وجود ندارد. بنابراین هر مدیر باید ابتدا اطمینان دهد که شرایط اولیه — حقوق مناسب، امنیت شغلی، محیط کار ایمن و مستقر — فراهم است.
با تأمین این پایهها، نیازهای اجتماعی (تعلق، ارتباط، پذیرش) و نیاز به احترام و ارزشمندی اهمیت پیدا میکنند — این نیازها هستند که رضایت روانی، تعلق به سازمان، انگیزه درونی و همکاری را ممکن میسازند. سبکهای مدیریتی مشارکتی یا ترنسفورمیشنال در این زمینه مؤثرترند.
در بلندمدت، نیاز به خودشکوفایی است که بیشترین پتانسیل ارزشآفرینی دارد: وقتی افراد احساس کنند میتوانند رشد کنند، یاد بگیرند، خلاقیت به خرج دهند، و پتانسیلشان را شکوفا کنند — انگیزه، تعهد و نوآوری عمیق شکل میگیرد. سبک ترنسفورمیشنال یا سبک دموکراتیک با تفویض اختیار زمینهساز چنین فرایندی هستند.
به عبارت دیگر: اگر هدف فقط خروجی کوتاهمدت و کنترل باشد، تمرکز بر نیازهای پایین کافی است؛ اما اگر هدف توسعه انسانی، انگیزش پایدار، نوآوری و رشد سازمانی است — سرمایهگذاری روی نیازهای بالاتر (عشق/تعلق، احترام/ارزش، خودشکوفایی) ارزشی مضاعف دارد.
بنابراین برانگیختن نیازهای میانی و بالاتر (تعلق، احترام و خودشکوفایی) — در چارچوب یک سبک مدیریتی مناسب — بهطور بالقوه «ارزشآفرینتر» و پایدارتر است، چون منجر به انگیزه درونی، رضایت شغلی، خلاقیت و تعهد بلندمدت میشود؛ نه صرفاً عملکرد موقت.
---
چکیده تطبیقی: کدام سبک برای چه موقعیت و چه نیازهایی :
موقعیت و هدف سازمانی / سبک مدیریتی مناسب سطح/نیاز مازلو تحت پوشش /حداکثر استفاده و نتایج
کار روتین، وظایف ساده، نیاز به کنترل دقیق/ تراکنشی یا اقتدارگرا / نیازهای فیزیولوژیکی و امنیت / کارایی، انضباط، ثبات
تیم باتجربه، مستقل، خودگردان، کار خلاقانه/ لایسِز‑فِر (با شرایط مناسب) / احترام و خودشکوفایی / خلاقیت، استقلال، خودمدیریتی
انگیزه درونی، تعهد، تعلق، همکاری تیمی / دموکراتیک ، مشارکتی/ تعلق و احترام / رضایت، همکاری، تعلق سازمانی
رشد بلندمدت، نوآوری، توسعه فردی، خلاقیت /ترنسفورمیشنال (تحولی) / احترام و خودشکوفایی / انگیزه پایدار، خلاقیت، تعهد، نوآوری
---
محدودیتها و نکات احتیاط
اگرچه هرم مازلو چارچوبی ساده و مفید است، اما برخی پژوهشگران به آن نقد دارند؛ مثلاً اینکه ترتیب نیازها برای همه افراد یکسان نیست و ممکن است فردی همزمان نیازهای مختلفی داشته باشد.
سبک مدیریتی مناسب هم تابعی از بسیاری عوامل است: فرهنگ سازمان، شخصیت مدیر و کارکنان، نوع کار، ساختار سازمانی، سطح تجربه کارکنان، منابع موجود و … — بنابراین هیچ سبک مدیریتی «همیشه برنده» نیست. انتخاب دقیق و انعطافپذیر مهم است.
تمرکز صرف بر خودشکوفایی و رشد بدون تأمین نیازهای پایه ممکن است بینتیجه بماند؛ همانطور که ارضای کامل نیازهای پایین بدون توجه به نیازهای بالاتر میتواند منجر به رضایت کوتاهمدت و نارضایتی بلندمدت شود.
---
نتیجهگیری
سبکهای مدیریت، اگر با درک صحیح از نیازهای انسانی و سلسله مراتب آنها تطبیق داده شوند، میتوانند عامل قدرتمندی در انگیزش، رضایت و رشد کارکنان باشند. مدل هرم نیازهای مازلو چارچوبی روانشناختی فراهم میکند تا مدیران بفهمند چه نیازهایی برای افراد مهم است و در چه سطحی باید تلاش کنند.
اگر هدف فقط بازده کوتاهمدت و اجرای دقیق است ، سبکهایی مثل تراکنشی یا اقتدارگرا ممکن است مؤثر باشند. اما اگر هدف رشد سازمان، خلاقیت، انگیزش درونی، تعهد و رضایت بلندمدت است ، سبکهایی مانند دموکراتیک یا ترنسفورمیشنال با برآورده کردن نیازهای تعلق، احترام و خودشکوفایی بهترین گزینهاند.
به طور خاص، برانگیختن نیازهای میانی و بالاتر (تعلق، احترام، خودشکوفایی) ، در شرایطی که پایههای اولیه تأمین شده ، ارزش بیشتری دارد: چرا که موجب رشد فردی، انگیزه درونی، خلاقیت، احساس معنا و تعلق بلندمدت به سازمان میشود.
برای مدیران و رهبران سازمان، توصیه این است: ابتدا پایهها (حقوق، امنیت، شرایط کاری مناسب) را تأمین کنند؛ سپس فضای مشارکت، احترام، یادگیری و رشد فردی ایجاد نمایند؛ و در نهایت با الهامبخشی و چشمانداز بلندمدت، کارکنان را به خودشکوفایی و خلاقیت فراخوانند.
---
منابع
1. Maslow, A. H. — “A Theory of Human Motivation” / “Motivation and Personality” (معرف: هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو)
2. “What is Maslow’s Hierarchy of Needs” — Simply Psychology.
3. “هرم مازلو چیست؟” — سایتهای فارسی متعددی که توضیحات کامل درباره سطوح نیازها دادهاند.
4. “Leadership style” — ویکیپدیا، بررسی سبکهای مختلف مدیریت.
5. “انواع سبکهای مدیریت / رهبری در سازمان” — منابع فارسی در حوزه مدیریت.
6. “Transactional leadership & Maslow’s hierarchy of needs” — تحلیل تطبیقی سبک تراکنشی و انگیزش بر اساس مازلو.
7. مطالعات اخیر در مدیریت پروژه و نرمافزار که نقش رهبری تحولآفرین و تفویض اختیار را در انگیزش و کارایی نشان دادهاند.
مطلبی دیگر از این انتشارات
سیستم سازی کسب و کار مبتنی بر مدل BSC
مطلبی دیگر از این انتشارات
دانش و مهارت های کلیدی کسب و کار
مطلبی دیگر از این انتشارات
مدل کاربردی CRM