Sara·۵ روز پیشآی ای صدایِ خوفناکدر دلم زوزه ی گرگ را خبر است آنچنانی که در آن تاریکی جارچیان جار کشند خبرِ آمدنش را دادندشادی آمدنشبهاری خشکاند و دلم را بتکاندآه؛ ای باد…
Sara·۵ ماه پیشعوضیِ عوض شدهمتنه خیلی ی جوری شد احساس میکنم خیلی پراکنده شد متنه اما خب دلم خواست بنویسمش و نوشتمش:) دیگه بعد مدتها باید از ی جا شروع میشد