مصاف بود و جنگ بود، امام ما حذر نکرد فداییان خویش را برای خود سپر نکرد به روی قلب میهنم به افتخار حک کنید که مَرد بود رهبرم، فرار از خطر نکرد
اگر از تاسف بمیری، سزاوار است!
بسم الله
«...به من خبر رسيده كه مردى از لشكر شام به خانه زنى مسلمان و زنى غير مسلمان كه در پناه حكومت اسلام بوده وارد شده، و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره هاى آنها را به غارت برده، در حالى كه هيچ وسيله اى براى دفاع، جز گريه و التماس كردن، نداشته اند.
لشكريان شام با غنيمت فراوان رفتند بدون اين كه حتّى يك نفر آنان، زخمى بردارد، و يا قطره خونى از او ريخته شود، اگر براى اين حادثه تلخ، مسلمانى از روى تأسّف بميرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است...
شگفتا شگفتا، به خدا سوگند، اين واقعيّت قلب انسان را مى ميراند و دچار غم و اندوه مى كند كه شاميان(دشمنان) در باطل خود وحدت دارند و شما در حق خود متفرّقيد...
نهج البلاغه، خطبه ۲۷

به قول آقای دست انداز:

مطلبی دیگر از این انتشارات
بدون تیتر!🖤
مطلبی دیگر از این انتشارات
سیستم گرگ ساز
مطلبی دیگر از این انتشارات
توبه ی شیطان را بپذیرید!