از کهن مرز و بوم تا حالا

پد کارنامگی اردخشیری پابگان ادون نبشت استاد کو پس از مرگی الکساندری هروماییگ اران‌شهر دو صد اود چهل کدگ خودای بود.

دست‌نوشته‌ای از کارنامه اردشیر بابکان
دست‌نوشته‌ای از کارنامه اردشیر بابکان

باعث تعجب شد؟

- «عه، این چیه؟ چه‌جور پارسی‌ایه! لهجه‌ی کجاست؟ گویشه؟ زبان دیگه‌ایه؟».

خیر، البته می‌شه گفت پارسی‌ست و هم نه! در واقع زبان امروزی ما نیست؛ یعنی پارسی دری! این زبان، زبان پهلوی، پارسیگ یا به‌قول امروزه پارسی میانه‌ست. یکی از نیاکان پارسی امروزی ما یا همان پارسی دری. دری به معنای دربار است و پس از سقوط ساسانیان و به‌قدرت رسیدن اعراب چون زبان پهلوی روبه‌نابودی رفته بود، در شرق ایران‌شهر به‌وجودآمد!

پهلوی از واژه‌ی پَهلَوَ که از پَرَسَ می‌آید مفهومی «از پارس، متعلق به پارس» دارد. خود پارسیگ نیز همین معنا را می‌دهد. اگر به زبان‌های دیگر خانواده‌ی زبانی هندواروپایی نگاهی بی‌اندازیم، مانند خانواده‌ی ژرمن؛ در انگلیسی می‌توانیم واژه‌هایی مانند: Arabic language, Iranic languages را ببینیم که این «C» آخر Arabi و Irani حکم همان «گ» در پهلوی را دارد؛ مانند «پارسیگ» که به‌معنای همان «از پارس، متعلق به پارس» و اگر متن پهلوی آورده‌شده را بازنگاهی‌کنیم؛ الکساندر هروماییگ «از روم، اهل روم» است که در زبان پارسی دری به‌جای «گ»، «ی» را به‌کارمی‌بریم مانند «پارسی، رومی» یا در مثال: «من ایرانی هستم» یعنی «من اهل ایرانم، از ایران هستم»، «ایرانی = اهل ایران، از ایران».

در زبان آلمانی برای بیان کردن «و» بایستی «Und» یا در انگلیسی «And» را به‌کارگیریم، و در زبان پهلوی «اود(Ud)» را داریم که در پارسی امروزی به «و» دگرگون‌شده است.

زمانی که می‌گوییم خانواده‌ی زبانی؛ به‌ این خاطر است که زبان‌های امروزی‌ای که اشتراکات واژگانی و دستور زبانی را دارا هستند و از یک ریشه‌اند روزی همگی گویش یا لهجه‌ای از یک زبان بوده‌اند. مانند خانواده‌ی هندواروپایی که خود دارای خانواده‌های دیگری به‌نام: اسلاو، ژرمن، رومانس، هندوایرانی و غیره‌ست که به‌عنوان مثال خود هندوایرانی دارای دو مجموعه دیگر به‌نام‌های هندوآریایی(هندی، اردو، پنجابی و ...) و ایرانی(پارسی، گیلکی، تالشی، کردی و ...) است و تمامی‌شان فرزندان زبانی هستند که امروزه برای آن؛ نام نیا-هندواروپایی برگزیده‌شده.

قبل از آوردن اشتراکات کلی‌ای از یک‌سری زبان‌های هندواروپایی، می‌خواهم اشتراکاتی از پهلوی(متن آورده‌شده در آغاز) و پارسی دری بی‌آورم. به‌عنوان مثال: خودای و خدا، که در زبان ما مفهوم یزدان دارد،لیکن در پهلوی ‌به‌مفهوم «سرور، بلند مرتبه‌» است که البته امروزه ما «کدخدا» را داریم که معنای همان خودای پهلوی را می‌دهد.

شیر جانور و شیر نوشیدنی

برای تمامی پارسی‌زبانان عجیب‌ است که چرا ما برای این دو، یک واژه را به‌کارمی‌بریم! دلیل خاصی دارد؟ مفهوم عمیق خاصی دارد؟ باید بگویم که نه، اینطور نیست. این دو فقط به‌خاطر دگرگونی‌شدن زبان به‌ویژه لهجه، اینطور پدید‌آمده‌اند! در زبان‌های ایرانی باستان «ای» بلند و کوتاه داشته‌ایم که همین برای «اِ» و برخی حروف واکدار دگر، صدق‌می‌کند. منظور این است که این دو واژه‌ی شیر؛ یکی با «ای» بلند و دیگری با «ای» کوتاه است ولی در زبان نوین دگر این نوع کوتاهی و بلندی‌ها وجود ندارد یا شاید حداقل در لهجه‌ی ایرانی.

خانواده‌ی هندواروپایی

بعضی از اشتراکاتی که می‌شود از برخی از زبان‌های این خانواده بیان‌کرد اعم از واژگان،افعال، دستور زبان و غیره می‌شود. مانند:

پارسی: برادر

گیلکی: برأر

روسی: Брат (بِرات)

انگلیسی: Brother (بِرادِر)


پارسی: دختر

آلمانی: Tochter (تاختر)

روسی: Дочь(دوچ)

انگلیسی: Daughter(دوتر«بریتانیایی»، دادِر«آمریکایی»)


پارسی: نام

گیلکی: نوم

آلمانی: Name (نامِ)

اسپانیایی: Nombre (نُمبره)

انگلیسی: Name (نِیم)

دستور زبان

ضمایر شخصی:

پارسی: من، تو

گیلکی: مۊ، تۊ

اسپانیایی: Tu, Yo (یُ، تو)

فرانسوی: Tu, Je (ژو، تو)


ضمایر ملکی:

پارسی: تلفن من، تلفن تو

گیلکی: می تلفن، تی تلفن

اسپانیایی: Tu teléfono ,Mi teléfono

فرانسوی: Ton téléphone, Mon téléphone

انگلیسی: Your telephone, My Telephone

و در زبان‌های دیگر، مانند روسی «мой (مُی) ,твой (تِوُی)» یا آلمانی «Mein(ماین), Dein(داین)».

اشتراکات کهن با نوین

اشتراکاتی هم وجود دارد که ما می‌توانیم در پارسی باستان و مثلا زبان روسی ببینیم. مانند واژه‌ای به‌نام бог(بُگ) که در روسی معنای «خدا، یزدان و پروردگار» می‌دهد که «خدا» در پارسی باستان باگا(Baga) معنا می‌داد.