اعتراف

به نام خداوند بخشنده مهربان

روزهای چهارشنبه را دوست داشتم. در طول هفته منتظر چنین روزی بودم که روبروی تلویزیون بنشینم و برنامه محبوبم «کتاب باز» را با حضور دکتر مجتبی شکوری نگاه کنم.

با اینکه در این برنامه سرشار از آگاهی ، تنها کتاب‌هایی نقد و معرفی می‌شدند که مهر تأیید وزارت ارشاد بر آنها خورده بود ؛ با اینحال پخش فصل جدید برنامه «کتاب باز» با مخالفت روبرو شد و ادامه پیدا نکرد. حدس می‌زنم چرا؟

البته برنامه «کتاب باز» با نام جدید «اکنون» در پلتفرم اینترنی فیلیمو منتشر شد. و پادکست «رادیو راه» در اپ‌های پادکست و کانال دکتر شکوری در یوتیوب مسیر متوقف شده برنامه «کتاب باز» را ادامه می‌دادند.

اعتراف

به عقیده‌ی من در میان فهرست بلند بالای کتاب‌هایی که در برنامه «کتاب باز» معرفی شدند؛ کتاب «اعتراف» اثر لف تولستوی از نشر «گمان» یکی از بهترین‌های آن است.

همیشه با الاکلنگ درست و غلط زندگی بالا و پایین رفتم. چراغ گذشته را برای قدم در مسیر آینده روشن کردم ؛ اما در نهایت مجبور بودم به تصمیمی که می‌گیرم اعتماد کنم. چون هیچ قطعیتی وجود ندارد. دنیا دست مرا از گذشته بریده و برای آینده کوچکترین تضمینی به من نخواهد داد. بنابراین فکر کردن و البته درست فکر کردن یکی از ابزار های مهم زندگی است.

تولستوی در این کتاب کم حجم که می‌توان یک روزه آن را خواند – برای من هفت ساعت طول کشید – شرح مبسوطی از بخشی از زندگی‌اش می‌نویسد که چگونه در پوچی و بی هدفی زندگی غوطه ور بوده و چطور از مرداب یأس و ناامیدی نجات پیدا کرده است.

تولستوی بزرگ ، نه تنها در کتاب «اعتراف» به گونه‌ای داستان وار این بخش از زندگیش را روایت می‌کند ؛ بلکه آن را با نگرش فلسفی‌اش به زندگی ، می‌آمیزد. کتاب از حکایت و روایت آغاز می‌شود. با نقد آدم‌هایی که با آنها حشر و نشر داشته ادامه پیدا می‌کند. و درنهایت سعی می‌کند ؛ به این پرسش مهم پاسخ دهد ؛ که هدف از زندگی چیست؟ معنای زندگی چیست؟ از کجا آمده‌ایم و به کجا خواهیم رفت؟

این کتاب شرحی مفصل مسیری است که نگارنده در آن قدم می‌گذارد. با بریدن از مذهب آغاز می‌شود. به خوشگذرانی و کسب ثروت می‌رسد. سپس متوجه پوچی زندگی‌اش می‌شود و در بحران سخت یأس فلسفی تا نزدیکی‌های خودکشی پیش می‌رود. اما موفق می‌شود بر احساس پایان دادن به زندگی فائق آید. برای پیدا کردن معنای زندگی در مطالعه غرق می‌شود. تا بالاخره پاسخ را پیدا می‌کند.

خواندن بخش‌های از این کتاب برایم ساده نبود. به خصوص آن قسمت‌هایی که تولستوی نطق باطن و آنچه در ذهنش پرورش یافته بود را بیان می‌کرد.

«اعتراف» کتابی نیست که تنها یکبار بخوانم. برای درک و فهم مطالب این کتاب باید آن را چندباره و چندباره بخوانم.

این چند سطر ، از بضاعت ناچیزم سرچشمه گرفته است. اگر اهل وب گردی هستید؛ نقد‌های بسیار زیبایی در مورد این اثر برجسته تولستوی پیدا می‌کنید.