معرفی کتاب«رشت شهری که آهسته شعر می خواند»

کتاب رشت شعری که آهسته شعر می خواند در سال ۱۴۰۴توسط محمدرضا گلی احمدگورابی و دکتر زهراروحی فر در قالب اشعار سپید، هایکو وسیجو سروده شده است این کتاب در هفتاد و دوفصل توسط انتشارات حق شناس راهی بازار نشر شد

کتاب رشت شعری که آهسته شعر می خواند،محمدرضا گلی احمدگورابی
کتاب رشت شعری که آهسته شعر می خواند،محمدرضا گلی احمدگورابی

دو قالب شرقی: هایبون و سیجو در بستر رشت

ادبیات شرق، نه تنها روایتی زیبا، بلکه راهی برای اندیشیدن آرام همچون انعکاس ماه برسطح آب است.

در این کتاب، دو قالب ناب شرقی هایکوی ژاپنی و سیجوی کره‌ای در کنار هم نشسته‌اند تا لحظه‌ها را با نگاهی شاعرانه به سپید بازخوانی کنند.

هایکو، روایت مینیمالیستی از زیستن و نگریستن قطره‌ای باران است بر برگی خاموش.

 سیجو با ساختار سه‌بندی‌اش، تنش، تفکر و پاسخ را موزون می‌سراید.

در دل این پیوند، باغ ژاپنی رشت پدیدار می‌شود: 

مکانی شاعرانه، گویی از دل هایکو زاده شده.

نفس‌کشیدن در سکوت آن باغ، الهامی بود برای مکاشفه‌ی روزمرگی‌ها.

کتاب حاضر، حاصل هم‌نشینی سبک‌های شرقی با روح شهری رشت است

سفری در لحظه‌های زیسته مان، با مکث و تأنی.

«امید که این کتاب، سرآغازی باشد برای گشودن دریچه‌هایی تازه به اقیانوس بی‌پایان روایت‌ها و خاطرات رشت.»

«پیش در آمد کتاب»

برف می‌بارد، 

هر دانه، 

آینه‌ای شکسته است 

که کودکیِ گمشده را 

در هزار تکه بازمی‌تاباند.

درختان، 

دست‌های درازشده‌ی ناخودآگاه‌اند 

به‌سوی چیزی که هرگز لمس نمی‌شود. 

نیمکت‌های خالی، 

خنده‌هایی را در حافظه دارند 

که تنها در زبان زنده‌اند.

ردّ پاهایم در برف، 

خطی‌ست میان حضور و غیاب، 

میان من و دیگری. 

شهر آهسته شعر می‌خواند، 

اما همیشه یک واژه کم دارد. 

کودکی در دوردست آدم‌برفی می‌سازد، 

من در خیال، 

برف را به صورتم می‌چسبانم 

تا نبدنش را لمس کنم.

هر دانه‌ی برف،

تمنایی‌ست 

که پیش از رسیدن، 

آب می‌شود. 

رشت 

در آینه‌ی برف 

خود را نمی‌شناسد، 

و همین ناآشنایی، 

شعرش را جاودانه می‌کند

«پیشگفتار»

رشت: شهری که شعرتنفس می‌کند

رشت شهر رویایی من

رشت، نقطه‌ای بر نقشه نیست؛

نَفَسی‌ست در باران

صدای آرام کفش بر سنگ‌فرش

عطر چای مادرانه، و نگاه‌های نم‌دار پنجره‌های چوبی.

باغ ژاپنی رشت

 نقطه‌ی شاعرانه شهر 

 طبیعت بی‌صدا سخن می‌گوید

حرکت برگ‌ها

ماهی‌های آرام

و سنگ‌هایی که قرن‌هاست می‌اندیشند...

زیباست

 کوچه‌ها چون هایکو کوتاه‌اند

 خاطرات جاری ژرف 

مسجدی خاموش

 دکانی خاک‌خورده 

و ایستگاهی که خاطرات را جابه‌جا می‌کند 

 می‌شوند بوم‌های نگاره‌های نثر و شعر.

بیایید قدم‌به‌قدم

 بند‌به‌بند

با رشت پیش برویم؛

شهری که شعر را نمی‌نویسد

 بلکه در آن زندگی می‌کند.