بیتا حسینی نژاددرفرهنگ و اندیشه·۳ روز پیشآنسوتر از فهم دشمندر فراسوی دیدگان ناتوانِ دشمن، نیرویی آرام اما جاودانه خفته است؛ ایمانی که از خاک برمیخیزد و از فر و آن ایران است.
بیتا حسینی نژاد·۵ روز پیشچیزی سوخت، چیزی فهمید، چیزی محو شددود از دلِ غذای سوخته بیرون نیامد؛ از دلِ یک غفلت بیرون زد. از لحظهای که کسی پشتش را به اجاق کرد و فراموش کرد مراقب باشد. تولدش نه جشن داش…
بیتا حسینی نژاد·۵ روز پیشیادداشتهایی که وانمود میکنند امروز اتفاق افتاده است»امروز صبح، یا چیزی شبیه به صبح، سعی کردم برای خودِ معنا توضیحی پیدا کنم؛ نه معنای بزرگ، نه آنکه به درد نقلقول بخورد، فقط معنایی در حدی که…
بیتا حسینی نژاد·۹ روز پیشعلی؛ آنسوتر از نام (علی نامه؛ غزل دوم)نه دل در بندِ زر دارد، نه جان در بندِ نام اوگذر کردهست از هر خواست، سبکبار و تمام اوشبآهنگ از گذرگاهان، خموش و بینشان آیدبه دوش خویش ان…
بیتا حسینی نژاد·۹ روز پیشدر میانهٔ فراموشیِ زمین و تردیدِ آسماندر آن برزخِ بینام، جایی میان خاکِ فرسودهٔ زمین و کبودایِ بیکرانِ آسمان، آدمی ایستاده بود بیآنکه بداند روی به کدام سوی دارد؛ نه شمال معن…
بیتا حسینی نژاد·۹ روز پیشنامی که جهان را نگه داشت. (علی نامه، غزل اول)به نام تو، تنِ خاک، جانِ ایران شدز عدلِ تو دلِ این بوم، زنده و جان شدتو آمدی و جهان از ستم تهی گردیدشبِ درازِ بشر، با تو رو به پایان شد
بیتا حسینی نژاددرچالش هفته·۱۶ روز پیشاگه دیگه نبودم، با اینها منو یادت بیار. (چالش هفته)معرفی می کنم: دارچین بچه های ویرگول، بچه های ویرگول دارچین.هر وقت روی اینتِر کیبورد محکم کوبیدی، جوری که انگار قراره فصل جدیدی از زندگیت شر…
بیتا حسینی نژاددردرباره ی اسکیزوفرنی·۱۶ روز پیشدفترچهی راهنمای مکث پیش از فروپاشیتو از جایی آغاز میکنی که انکار، دیگر یک واکنش نیست، بلکه یک سازوکار دفاعیِ فرسوده است؛ ناامیدی را در ژرفای ذهنت تهنشین میکنی، مثل رسوبی…
بیتا حسینی نژاد·۱۶ روز پیشدهانی در سرم باز شد و نام مرا گفت. (تجربهی من از اسکیزوفرنی؛ قسمت nاُم)ساعت، نه میگذرد و نه میایستد؛ فقط کش میآید، مثل بخاری که روی شیشه مینشیند و شکل جهان را میکِشد و دوباره پاک میکند، و من در میان این ک…
بیتا حسینی نژاد·۱ ماه پیشکفارهی دست زدن به زندگی. (تجربه ی من از اسکیزوفرنی قسمت بیست و ششم)طیف هایی از زندگی از جلوی چشمانم عبور می کند. بعضی ها خوشایند، بعضی ها هولناک و بعضی دیگر ملالآور. اشتباه نکن. این ها زندگی نیستند. ترکیبی…